( 1240 ) حافظ حسن راك
عارف بزرگوار و عالىمقدارى است كه مردم همواره از او و پدرش به نيكى ياد مىكردند . اين مرد الهى در حَظيرهى بابا حسن به خاك سپرده شد . « 1 »
( 1241 ) سيد حسن بن رضا رضوى ، متخلص به غبار همدانى
اهل معرفت و صاحب علوم ظاهرى و باطنى است كه جذبات شوق و محبّت حضرت حق - سبحانهوتعالى - وى را ربود . در سال 1265 در محلّهى كبابيان همدان متولّد شد و در سال 1322 در همان شهر به معشوق حقيقى خود پيوست . ديوان غزلياتى از وى برجا مانده كه از برخى ابيات آن معلوم مىشود كه استاد اخلاقى داشته است .
شعر
- نبودى كوه كندن كار فرهاد * گرش شيرين نبودى كار فرما
چه « لا » خواهى شدن ، مگذار مگذار * درون خانهى دل غير « الّا »
اگر مشتاق صاحب خانه باشى * ندارد فرق ، مسجد با كليسا
دلا ! سستى مكن در خوردن غم * كه زين دارو توانى شد توانا
غبارا ! زين ميان برخيز برخيز * كه با خود مىنشايد بود و با ما
هرگز نبرد ره به سرا بوستان گل * الَّا كسى كه الفتِ با باغبان گرفت
عارف شناخت قدر خموشى از آن كه ديد * آتش به جان شمع ، ز دستِ زبان گرفت
تا كى اسير غول بيابانى اى غُبار ! * آن كس بريد ره ، كه پى كاروان گرفت
هامش
( 1 ) . روضه اطهار ( تاريخ حشرى ) ، شمارهى 114 .