( 899 ) اهلا
برادر سهلا ، عاقل مجنون نما و صاحب كرامت و فراست است . وى شاگرد شيخ الاسلام احمد جامى نامقى - متوفى به سال 536 - و اصلش از سرخس مىباشد .
( 900 ) اياز خان ابن ابراهيم بيك طالش « 1 »
صورتاً از خوانين صاحب جاه و باطناً از سالكان طريق معرفت است . سرش پر شور و دلش پر نور بود و از به دو جوانى در پى اهل كمال مىگشت و با ايشان مصاحبت داشت . دست ارادت به حاج محمد جعفر ، مجذوبعلى شاه - متوفى به سال 1239 يا 1238 - داد و در شيراز به صحبت حاج ميرزا ابوالقاسم شيرازى رسيد .
شعر
- چون نكو ديدم ، به غير از آن نگار * در دو عالم هيچ موجودى نبود
خود دل آمد آن نگار ده دله * خود زبى دلها ، دل آن دلبر ربُود
نبوَد عجَب اگر دلبى خود كشد فغان را * با بار هجر جانان كو طاقت آسمان را ؟
بىنام و بىنشان شو تا زو نشان بيابى * كس با نشان نيابد آن يار بىنشان را « 2 »
هامش
( 1 ) . بيك : واژهى تُركى ، عنوان شاهزادگان و نُجبا يا امير قبيلهى كوچك يا فرماندهى سپاه ؛ طالش : قومى ايرانى ساكن در استان گيلان .
( 2 ) . رياض العارفين ، ص 409 ؛ طرائق الحقائق ، ج 3 ، ص 120 .