تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣

( 899 ) اهلا

برادر سهلا ، عاقل مجنون نما و صاحب كرامت و فراست است . وى شاگرد شيخ الاسلام احمد جامى نامقى - متوفى به سال 536 - و اصلش از سرخس مىباشد .

( 900 ) اياز خان ابن ابراهيم بيك طالش « 1 »

صورتاً از خوانين صاحب جاه و باطناً از سالكان طريق معرفت است . سرش پر شور و دلش پر نور بود و از به دو جوانى در پى اهل كمال مىگشت و با ايشان مصاحبت داشت . دست ارادت به حاج محمد جعفر ، مجذوبعلى شاه - متوفى به سال 1239 يا 1238 - داد و در شيراز به صحبت حاج ميرزا ابوالقاسم شيرازى رسيد . شعر
- چون نكو ديدم ، به غير از آن نگار * در دو عالم هيچ موجودى نبود خود دل آمد آن نگار ده دله * خود زبى دل‌ها ، دل آن دلبر ربُود نبوَد عجَب اگر دل‌بى خود كشد فغان را * با بار هجر جانان كو طاقت آسمان را ؟ بىنام و بىنشان شو تا زو نشان بيابى * كس با نشان نيابد آن يار بىنشان را « 2 »
هامش
( 1 ) . بيك : واژه‌ى تُركى ، عنوان شاهزادگان و نُجبا يا امير قبيله‌ى كوچك يا فرمانده‌ى سپاه ؛ طالش : قومى ايرانى ساكن در استان گيلان . ( 2 ) . رياض العارفين ، ص 409 ؛ طرائق الحقائق ، ج 3 ، ص 120 .