از زندان خدا به كجا مىگريزى و حال آن كه آن را با ملايكه و فرشتگانش مصون و محفوظ نگاه داشته . بلند مرتبه [ و يا : پر خير و بركت ] باد خداوند ! پس چه بزرگ است امتحانى كه به واسطهى نگاه كردنم به اين غُلام [ برده يا نوكر ، يا پسر نوجوان ] مرا آزمود ! نگريستن من به او همانند آتشى بود كه در روز بادى بر نيستانى واقع شود و هيچ چيز از آن را باقى و به جا نگذارد . سپس گفت : از خداوند طلب آمرزش مىنمايم به خاطر بلا و گرفتارى و جنايتى كه چشمانم بر دل و درونم وارد نمود ، بىگمان هراس آن را داشتم كه از بدى و گزند و نقص و زشتى آن نجات نيافته و از گناهش رهايى نداشته باشم ، هر چند با عمل هفتاد صدّيق وارد قيامت مىشدم .
پس از اين گفتار ، آن قدر گريه كرد كه نزديك بود جان بدهد . شنيدم در اين حال مىگفت :
« يا طَرفى ! لَأشغلَنّكَ بالبكآء عَن النظَر إلَى البَلآء . »
اى چشم من ! قطعاً تو را از نگاه كردن به [ امورى كه موجب ] بلا و گرفتارى [ است ] به گريستن مشغول خواهم كرد . « 1 »
( 886 ) شيخ امّى مجذوب « 2 »
از مجاذيب مداريّه و صاحب كمالات انسانى و ذوق و حال و كشف و كرامات است . مزارش در پيش در قلعه شهر گور [ ظاهراً هندوستان ] است . « 3 »
هامش
( 1 ) . حلية الأولياء ( طبقات ابونعيم ) ، ج 10 ، ص 154 .
( 2 ) . مجذوب / مجذوبه : كسى كه مورد عنايت و جذبه و كشش حضرت حق قرار گرفته است .
( 3 ) . ثمرات القدس .