همّت و عزم و تصميم مريدان خدا در جستجو كردن راهى به سوى او اوج گرفتن به پيشگاه وى [ منعطف گشته ] و لذا جان خويش را در راه طلب فانى نمودهاند و همت و عزم عارفان به مولايشان است ، و لذا همتشان به چيزى غير او مايل و متوجه نگشته است .
- « الحقُّ إستصحب أقواماً للكلام ، واستصحب أقواماً للخلّة ؛ فمن استصحبه الحقُّ لمن ابتلاه بأنواع المِحَن ، فليحذر أحدُكم طلب رتبةَ الأكابر . »
حضرت حقّ دستهاى را براى سخن گفتن با خودش و گروهى را براى دوستى ناب و بىآلايش با خويش مصاحب و همدم خود قرار داده ، پس هر كس را كه حق به مصاحبت خود برگزيد از كسانى است كه خداوند او را به انواع گرفتارىها و امتحانات مبتلا نموده است ، پس بپرهيزيد از اين كه مقام و منزلت اكابر و بزرگتران را بخواهيد .
- « من بلغ بنفسه إلى رتبة ، سقط عنها ؛ و من بلغ به ، ثبت عليها . »
هر كس با تكيه بر نفس خويش به مرتبه و مقامى برسد ، از آن فرو مىآيد ، و هر كس با [ تكيه ] به او [ خدا ] به منزلت و مقامى برسد بر آن ثابت و استوار مىگردد .
- قصد كردن تو رزق را ، دور گرداند تو را از حقّ ، و محتاج خلق گرداند .
- « من غيرةِ الحقّ - تعالى - ، أنّه لم يجعل لِاحدٍ طريقاً ، و لم يونِس أحداً مِن الوصولِ إليهِ ، و ترك الخلقَ فى مفازةِ البحرِ يركِضون ، فى بحار الظّنّ يغرقون ؛ فمن ظنّ أنّه واصلٌ ، فاصلٌ ؛ و من ظنّ أنّه فاصلٌ ، فلا وصولَ إليه ، و لامهربَ عنه ، و لابدَّ منه . »
از غيرت حق تعالى است كه براى هيچ كس راهى [ به سوى خود ، با توجه به خود ] قرار نداده و هيچ كس به چيزى انس نمىگيرد تا اين كه به او برسد ، و مردم را در صحرا و كنارهى دريا رها نمود تا بدوند و در درياهاى ظنّ و گمان [ خويش ] غرق گردند ، پس هر كس گمان كند كه و اصل و به او رسيده ، از او جداست ، و هر كس نيز گمان كند كه از او جداست ، به او نرسيده ، و راه فرارى از خدا نيست ، و از او ناچاريم .
- از او دربارهى حق پرسيدند . گفت :
« إذا كان الحقُّ واحداً ، يجب أن يكون طالبهُ وحدانىَّ الذّات . »
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 130
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص١٣٠