( 42 ) ابراهيم تيمور خان ، معروف به قزاز « 1 »
استاد كبير و شيخ طايفه بيراميّه « 2 » است كه احوال عجيبه داشت . اصلش از بوسته « 3 » مىباشد كه سرزمينهاى مختلف را گشت و با اولياى هر منطقه ملاقات نمود . در هر بلاد او را به نامى مىخواندند : در روم « 4 » به على ، در مكّه به حسن ، در مدينه به محمد ، و در مصر به ابراهيم . اين عارف بزرگ مدتى در حرمين اقامت نمود و سپس در مصر مستقرّ شد تا اين كه سال 1026 در مصر دار دنيا را وداع گفت و در تربت وزير نزديك نظاميه مدفون گرديد .
از وى نقل شده كه مىگفت : رسول اللَّه - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - را ديدم در حالى كه على مرتضى - عليهالسّلام - در خدمتش بود . و حضرت - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - به وى فرمود :
« اكتب : السّلامةُ و الصحّةُ فى العزّلة . » و كرَّر ذلك .
بنويس . سلامت و صحت در كنارهگيرى [ از مردم ] است . و اين كلام را چند بار تكرار فرمود .
از اين جهت ابراهيم ، عزلت را دوست مىداشت .
( 43 ) ابواسحاق ، ابراهيم بن ثابت
وى را از مشايخ بغداد برشمردهاند كه صحبت جنيد را درك كرد و در سال 369 دار دنيا را بدرود گفت .
هامش
( 1 ) . قَزّاز : فروشندهى ابريشم و يا پيلهى آن .
( 2 ) . بيراميّه : يكى از طريقههاى اهل معرفت .
( 3 ) . بوسته : شهرى واقع در مصر .
( 4 ) . روم : آسياى صغير ، منطقهاى كه از شرق و شمال به تركستان و خزر و روسيه و از جنوب به شام و اسكندريه و ازمغرب به دريا و اندلس ( اسپانيا و پرتغال ) محدود مىگردد .