تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
عارف كسى است كه شناخته شده و مشهودش او را از نگريستن به مخلوقات به ديد قبول و ردّ به خود مشغول كرده باشد . - « من تعزّز عن خدمة إخوانه ، أورثه اللَّهُ ذلًّا لا انفكاكَ له منه أبداً . » هر كس از خدمت كردن به برادرانش سرپيچى كند و شأن خود را بزرگ‌تر از اين امور بداند ، خداوند او را به گونه‌اى خوار و ذليل مىگرداند كه هرگز نمىتواند از آن جدا شود . « 1 »

( 340 ) ابوعبداللَّه اسفكسار شيرازى « 2 »

( 341 ) ابوعبداللَّه معروف به ابن مطرف « 3 » اندلسى

اهل معرفت بود و مجاورت مكه معظمه را اختيار نمود و در سال 707 چشم از جهان فروبست .

( 342 ) ابوعبداللَّه بابوينى

عارفى بزرگوار كه قبرش در شيراز زيارتگاه است . از وى نقل است كه مىگفت : « أمسيت كُرديّاً ، و أصبحت عربيّاً . » شب كردم در حالى كه كُرد زبان بودم و صبح كردم در حالى كه عرب زبان گرديدم . « 4 »
هامش
( 1 ) . طبقات شعرانى ، ص 102 . ( 2 ) . شيرازى : منسوب به شيراز شهر معروف و قديمى ، مركز استان فارس . ( 3 ) . مِطرَف : لقب عبداللَّه بن عمرو بن عثمان بن عفّان . ( 4 ) . رشحات عين الحياة ؛ نفحات الانس ، شماره‌ى 387 .