عارف كسى است كه شناخته شده و مشهودش او را از نگريستن به مخلوقات به ديد قبول و ردّ به خود مشغول كرده باشد .
- « من تعزّز عن خدمة إخوانه ، أورثه اللَّهُ ذلًّا لا انفكاكَ له منه أبداً . »
هر كس از خدمت كردن به برادرانش سرپيچى كند و شأن خود را بزرگتر از اين امور بداند ، خداوند او را به گونهاى خوار و ذليل مىگرداند كه هرگز نمىتواند از آن جدا شود . « 1 »
( 340 ) ابوعبداللَّه اسفكسار شيرازى « 2 »
( 341 ) ابوعبداللَّه معروف به ابن مطرف « 3 » اندلسى
اهل معرفت بود و مجاورت مكه معظمه را اختيار نمود و در سال 707 چشم از جهان فروبست .
( 342 ) ابوعبداللَّه بابوينى
عارفى بزرگوار كه قبرش در شيراز زيارتگاه است . از وى نقل است كه مىگفت :
« أمسيت كُرديّاً ، و أصبحت عربيّاً . »
شب كردم در حالى كه كُرد زبان بودم و صبح كردم در حالى كه عرب زبان گرديدم . « 4 »
هامش
( 1 ) . طبقات شعرانى ، ص 102 .
( 2 ) . شيرازى : منسوب به شيراز شهر معروف و قديمى ، مركز استان فارس .
( 3 ) . مِطرَف : لقب عبداللَّه بن عمرو بن عثمان بن عفّان .
( 4 ) . رشحات عين الحياة ؛ نفحات الانس ، شمارهى 387 .