خدا چيزى مىجويند و مىطلبند ، ايشان جز او هيچ نجويند . ايشان اميران جهانند و پادشاهان روى زمين . » « 1 »
( 167 ) ابوبكر حديدى « 2 »
عارفى كريم و خدوم به سالكين و غالب اوقات منسبط و منشرح بود . سال 925 در مدينه وفات كرد و در بقيع به خاك سپرده شد .
حكايت
ابوبكر جديدى هميشه مقراضى در دست داشت و هر كه شارب داشت ؛ آن مىچيد ، و اگر آن شخص حاضر به زدن شارب نمىشد ، ابوبكر صيحه مىزد و مىگفت :
« واديناه ! واإسلاماه ! وامحمداه ! »
واى بر دين ، واى بر اسلام ، واى بر محمّد - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - .
تا آن كه بالاخره شارب او را مىچيد . « 3 »
( 168 ) ابوبكر خبّاز « 4 » بغدادى
عارف باللَّه و استاد ابومحمّد جريرى - متوفى به سال 312 - مىباشد .
هامش
( 1 ) . رشحات عين الحياة ؛ نفحات الانس ، 237 .
( 2 ) . حَديدى : منسوب به قبيلهى بنى حديد ، از انصار ؛ حُدَيدى : منسوب به حُدَيديّه ، روستايى واقع در ساحل درياى يمن .
( 3 ) . طبقات شعرانى ، ص 119 .
( 4 ) . خَبّاز : نانوا و نان پز و نان فروش .