لزوم كوچك ديدن خود نسبت به ديگران
998 . « لا يَتِمُّ عقلُ امرِىٍ مُسلمٍ ، حتى تكونَ فيه عشرُ خصالٍ : الفقرُ فى الله أحبُّ إليه من الغِنى ، و الذُّلُّ فى الله أحَبُّ إليه من العزّ فى عُدوّه ، و الخُمولُ أشْهى إليه من الشهرة . . . العاشِرةُ و مَا العاشِرةُ ؟ ! قيل لَه : ما هى ؟ قال - عليهالسّلام - : لايَرىَ أحداً ، إلّاقال هو خيرٌ منّى و أتْقَى . » « 1 »
تا ده صفت در مسلمان نباشد ، عقلش كامل نيست و در مورد صفت هفتم به بعد فرمود : آن كس كه تهيدستى در راه خدا ، از دارايى ، و خوارى در راه خدا ، از عزت و سربلندى در ميان دشمنان خدا ، و گمنامى از شهرت در نزدش محبوبتر باشد . سپس فرمود : و همين صفت و چه صفت بزرگى است ! پرسيدند : آن چيست ؟ فرمود : هر كس را ببيند بگويد از من بهتر و با تقواتر است .
درجات توكل
999 . « سألَهُ رجلٌ عن قول اللهِ :
وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ
« 2 » فقال : لِلتوّكل درجاتٌ ، منها : أن تَثِقَ بِه فى أمركَ كُلِّه فيما فعَل بِك ، فما فَعل بِك كنتَ راضياً و تَعلَم أنّه لم يَأ لُكَ خيراً و نظراً و تَعلَمَ أنّ الحكمَ فى ذلك له ، فتَتوكَّلَ عليه بِتَفويض ذلك إليه ، و مِن ذلك الايمانُ بِغيوب اللّهِ التى لم يُحِطْ علمُك بِها ، فَوكَلْتَ علمَها إليه و إلى أمَنائه عليها و وَثِقَتْ بِه فيها و فى غيرها .
مردى از او در مورد سخن خداوند : « هر كس بر خداوند توكل كند ، خداوند او را كافى است . » پرسيد ، حضرت فرمود : توكل درجاتى دارد : يكى آن كه در همه كارهايت به او اعتماد كنى و هر چه با تو كند ، خشنود باشى و بدانى كه در نيكى و توجه به تو كوتاهى نكرده و بدانى كه حكم و فرمان در اين كار به دست اوست ، پس با واگذارى كارت به او بر او توكل كن و از درجات توكل ، ايمان داشتن به امور پنهان و غيبى خداوند است كه تو از آن آگاهى ندارى و بايد آگاهى از آن را به خداوند و امينان او بسپارى و در اين امور و غير آن به خداوند اعتماد كنى .
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 68 ، ص 336 ، حديث 17 .
( 2 ) . سورهى طلاق ، آيهى 3 .