لَك شخصاً ، مه دُنُوّه منك و من [ يُحّرِضُ ] أعداءَك عليك و هو إبليسُ الموكَّلُ بِوسواس القلوبِ ، فلَه فَلتَشُدَّ عداوَتَك ، و لا يكونَنَّ أصبَرَ على مجاهَدَتك لِهَلَكَتك منك على صَبرك لِمجاهَدَته ، فإنّه أصغَفُ منك رُكناً فى قوّته و أقلُّ منك صَرَراً فى كَثرة شرِّه إذا أنت اعتَصمتَ بِاللَّه ، مَن اعتَصَم بَاللَّه فقد هُدِىَ إلى صراطٍ مستقيمٍ . » « 1 »
اى هشام ! هر چيز نشانهاى دارد و نشانه انسان عاقل ، انديشيدن و تفكر و نشانه تفكر ، سكوت است .
اى هشام ! خداوند پيامبران و رسولانش را تنها براى اين به سوى بندگانش فرستاد كه تعقّل و انديشه خدايى داشته باشند ، پس هر كس اين هدف را بهتر پذيرا باشد ، شناختش نيكوتر است .
اى هشام ! عاقل كسى است كه حلال ، او را از سپاسگزارى باز ندارد و حرام ، بر شكيبايى و صبرش ، چيره نگردد .
اى هشام ! تحمل تنهايى نشانه عقل قوى است ، پس آن كه انديشه خدايى دارد از اهل دنيا و دلباختگان آن كناره مىگيرد و به آن چه در نزد خداست شوق و علاقه پيدا مىكند و خداوند در هنگام ترس ، مونس او و در تنهايى ، همدم او و در تنگدستى ، دارايى او مىباشد و بدون هيچ قوم و خويشاوندى به او عزّت و قدرت مىبخشد .
اى هشام ! عمل ناچيز از انسان عاقل ، پذيرفته و چند برابر مىگردد و عمل زياد از انسان هوا پرست و نادان ، پذيرفته نمىگردد .
اى هشام ! از ما نيست آن كس كه خود را هر روز محاسبه نكند ، پس اگر كار نيكى كرده ، فزونى آن را از خداوند بخواهد و اگر كار بدى كرده آمرزش آن را از خداوند درخواست كند .
اى هشام ! از آميختن و انس با مردم بپرهيز مگر آن كه در بين آنها انسان خردمند و قابل اعتمادى را بيابى كه در اين صورت با او انس بگير ولى از بقيه مردم مانند گريختن
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 1 ، ص 136 - 157 .