ستايش ويژه خدايى است كه نخستين ستوده و آخرين پرستيده شده و نزديكترين موجود است . آغازى است كه ازلى بودنش معلوم نيست و نخست بودنش پايانى ندارد و قبل از وجودى بدون وجود يافتن موجود بوده و در هر مكانى بدون ديده شدن موجود است و به هر راز و سخن پوشيدهاى بدون نزديك شدن نزديك است .
امور پنهان در نزد او هويداست و قلبها در عظمت او متحيّر و گم است . نه چشمها بزرگيش را درك مىكند و نه قلبها با وجود محبوب بودنش آشنايى با او را انكار مىكند . بدون صورتى كه محدود باشد و در انديشهها بگنجد و يا عقلها آن را درك كند ، در قلبها جلوهگر است . سپس از جانب خود نشانهاى بر و الا بودنش از ضد و نمونه و صورت و مانند قرار داد ؛ پس يگانگى نشانه كارگردانى و پروردگارى اوست .
دعاى حضرت در جنگ جمل
660 . [ فيما دعا - عليهالسّلام - يومَ الجَمل على ما رُوِى : ] و أنتَ الّذى تأخُذُ لي مِن الأعداء بِظُلامَتي ، فما وَجدتُك و لاأجِدك بَعيداً منّي حينَ أريدُك . إلهى ! أجِد صَنيعَك عِندي محموداً و حُسنَ بلائِك عندي موجوداً وجميعَ فِعلك عندي جميلًا . يحمُدك لِساني و عَقلي و جَوارحي و جميعُ ما اقَلَّت الأرضُ مِنّي . » « 1 »
تو آن خدايى هستى كه از دشمنان داد مرا مىستانى و من در گذشته و حال ، در وقت نياز و درخواست تو را از خود دور نمىدانم . خدايا ! رفتار تو را با خود نيك و ستوده مىبينم و آزمايش زيبايت در نزد من موجود است و همه كارهاى تو در نزد من زيباست ، زبان و عقل و اعضا و هر چيزى كه زمين از من بر پشت خود حمل مىكند تو را مىستايد .
دعاى كرب
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 91 ، ص 234 ، حديث 9 .