خداوند به حدى گريست كه كور شد ، خداوند دوباره بينايىاش را به او برگرداند .
دوباره به اندازهاى گريست كه نابينا گرديد ، بار ديگر خداوند او را بينا كرد ، در مرتبه سوم نيز از شدت گريه كور گرديد و خداوند ديگر بار به او بينايى بخشيد . در مرتبه چهارم خداوند به او وحى كرد : تا كى مىخواهى گريه كنى ؟ اگر گريه تو به خاطر ترس از آتش است ، من تو را از آتش امان دادم و اگر از شوق بهشت است ، آن را به تو بخشيدم . شعيب - عليهالسّلام - گفت : اى خدا و مولاى من ! تو مىدانى كه گريستن من نه از ترس آتش است و نه به شوق بهشت ، بلكه رشته محبت تو به قلبم گره خورده و ديگر صبر و قرارى برايم نمانده است ، مگر اين كه تو را ببينم .
خداوند به او وحى كرد : حال كه چنين بىقرار ديدار منى ، به زودى موسى كليم - عليهالسّلام - را خادم تو قرار مىدهم .
تأثير ذكر قلبى و زبانى
397 . « فى رواية عبد العظيم الحسنى عن ابى الحسن العسكرى ، قال ( موسى - عليهالسّلام - ) :
إلهى ! فما جزاءُ مَن ذكَرك بِلسانه و قلبِه . قال : يا موسى ! أظِلُّه يومَ القيامةِ بظلِّ عَرشى وأجعَلُه فى كَنَفى . » « 1 »
عبدالعظيم حسنى - رحمهاللَّه - از حضرت عسكرى - عليهالسّلام - نقل مىكند : حضرت موسى - عليهالسّلام - از خداوند پرسيد : خداوندا ! كسى كه با زبان و قلبش تو را ياد مىكند ، چه پاداشى دارد ؟
خداوند فرمود : او را در قيامت در سايه عرشم جاى مىدهم و مورد حمايت و عنايت من است .
گريه و شب بيدارى ؛ علامت صداقت در محبت
398 . « عن المُفضَّلِ قال : سمعتُ مولاىَ الصادقُ - عليهالسّلام - يقول : كان فيما ناجَى اللَّهُ عزّوجَلَّ
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 13 ، ص 327 ، حديث 4 .