تقاضاهاى منزلت براى آنان در آخرت شده است ( و حال اين كه آن بزرگواران ، داراى آن منزلتها مىباشند و احتياج به درخواست ندارند ) گويا اين بيانات اوّلًا : براى آن باشد كه امّتش در مقام شكرگزارى بر اين كه امّت اويند برآيند .
و ثانياً : بفهمند كه بايد پيروى آن حضرت - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - را كه خاتم انبيا و اوصيايش - عليهمالسّلام - كه خاتم اوصيايند ، اختيار نمايند .
پس از آن به طور اجمال ، ذكر صلوات براى همه ملايكه و انبيا و رسل - عليهمالسّلام - و اهل طاعت الهى به طور عموم شده و سپس فرموده شده :
( 95 )
« أَللَّهُمَّ ، إِنِّى أَسْتَشْفِعُ بِكَ إِلَيْكَ ، وَ بِكَرَمِكَ إِلى كَرَمِكَ ، وَ بِجُودِكَ إِلى جُودكَ ، وَ بِرَحْمَتِكَ إِلى رَحْمَتِكَ ، وَ بِأَهْلِ طاعَتِكَ إِلَيْكَ . » « 1 »
خدايا ، من تو را به درگاهت شفيع قرار مىدهم و نيز كرمت را به كرم تو و بخششات را به بخشش تو و رحمتت را به رحمت تو و اهل طاعتت را شفاعتگر خود به درگاهت قرار مىدهم .
اهميت شفيع قرار دادن در اجابت دعاها
در واقع امام - عليهالسّلام - با بيانات توحيدى ، مشاهده خود را اظهار مىنمايد و يا به خوانندگان توجّه مىدهد كه اگر خداوند را به كمالات مىخوانم و يا ديگران امر شدهاند كه او سبحانه را بخوانند ، شفيع قرار دادن آنان است براى حوايجى كه جز به او سبحانه و به كرم وجود و رحمتش حاصل نمىشود ( به توضيحى كه مىآيد ) و چنان كه تقديم صلوات و طلب رحمت براى ملايكه مىشود ، باز جنبهى شفاعت صورى و بلكه معنوى به او و به سوى او سبحانه و كرم وجود و رحمتش ( به حساب توجّه به ملكوتشان )
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 661 .