ادامهاش ، امرى بس سنگين و مشكل است و آن جناب - عليهالسّلام - ، تقاضاى استمرار بر آن را تا نهايت زندگى عالم عنصرى مىنمايد و با اين بيان ، ديگران را نيز توجّه مىدهد كه بايد به قدر وسع آن چنان باشند .
ممكن است منظور حضرت - عليهالسّلام - از جملهى فوق ( به اعتبار جمله « مُفارِقَةً لِأَخْلاقِ أَعْدائِكَ » بنابر نقل كامل الزّيارات ) ، تولّى و تبرّاى عملى در تمام امور مذكور باشد ، واللَّه يعلم .
( 970 )
« وَ اجْعَلْ نَفْسِى . . . مَشْغُولَةً عَنِ الدُّنْيا بِحَمْدِكَ وَ ثَنائِكَ . » « 1 »
و نَفْس مرا . . . به جاى اشتغال به دنيا ، به ستايش و ثنايت مشغول ساز .
در واقع اين بخش را مىتوان نتيجه يازده حاجت گذشته ، پس از تحقّقشان در نفس خواننده و نسبت به امام معصوم - عليهالسّلام - ، برقرارى دايمى بر نفس مطمئنّه تا پايان عمر شريفش به حساب آورد . يعنى خطاب :
يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً * فَادْخُلِي فِي عِبادِي * وَ ادْخُلِي جَنَّتِي
« 2 » ؛ ( اى نفس مطمئنّه ، خشنود و خداپسند به سوى پروردگارت بازگرد و در ميان بندگان من درآى و در بهشت من داخل شو . ) را همواره با گوش دل شنيدن .
اشتغال به دنيا ؛ مانع از حمد الهى
در اين موقعيّت است كه نه تنها امام معصوم - عليهالسّلام - دنيا در نظرش نمىآيد و به تمام وجود به شهود ملكوت ( با ديده دل ) خواهد نگريست و مدح و ستايش خود را جز به ذات و كمالات حقّ سبحانه نخواهد داشت ، كه هر كس از امّت رسول اللَّه - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - لحظهاى آن كمالات براى وى حاصل شود ، در آن لحظه حمد و ثنا
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 470 .
( 2 ) . سورهى فجر ، آيات 27 - 31 .