رُوّادٌ ، فَبِهِمْ [ فَهُمْ ] مَلَأْتَ سَماءَكَ وَ أَرْضَكَ حَتّى ظَهَرَ لاإِلهَ إِلّا أَنْتَ . » « 1 »
خداوندا ، به معانى همهى دعاهايى كه واليان امر ، امانت داران اسرارت ، رازداران [ بشارت دهندگان به ] امور تو ، توصيف كنندگان قدرتت ، آشكار كنندگان عظمتت ، تو را بدان خواندهاند ، از تو درخواست مىكنم و نيز به آن چه خواست تو دربارهى آنان گويا گرديد و در نتيجه آنان را معادن سخنان ، پايههاى توحيد ، نشانهها و مقامهايت - كه در هيچ جايى فرو گذاشته نمىشوند - قرار دادى و هر كس تو را بشناسد ، به [ وسيلهى ] آنان مىشناسد و هيچ فرقى ميان تو و آنان نيست ، جز آن كه آنان بنده و آفريدهى تواند و فتق و رتق امور آنان به دست تو است و آغازشان از تو است و به سوى تو باز مىگردند ، يعنى ياوران ، گواهان ، آزمودگان ، اندوختگان ، حافظان و پيشوايانى كه آسمان و زمين را با آنان آكنده نمودهاى تا اين كه آشكار گرديده كه معبودى جز تو نيست .
و ممكن است « أَرْكاناً لِتَوْحِيدِكَ » ، اشاره به متجلّى بودن آن بزرگواران باشد به تجليّات نامها و صفات الهى كه از دعاى ناحيه مقدّسه همين معنى استفاده مىشود .
عدم حصول توحيد بدون ولايت
ممكن است معصوم - عليهمالسّلام - با بيان : « أَرْكاناً لِتَوْحِيدِكَ » ، خوانندگان را توجّه دهد كه توحيد كامل ، بدون اقرار به ولايت و امامت آنان براى كسى حاصل نخواهد شد ، چنان كه نسبت به رسالت رسول اللَّه - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - و ولايت اميرالمؤمنين - عليهالسّلام - در حديث آمده است :
- «
فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها
« 2 » قالَ هُوَ لاإِلهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - ، عَلِىٌّ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ - عليهالسّلام - ، إِلى ههُنَا التَّوْحِيدُ . » « 3 »
فرمود : منظور از « همان سرشت خدايى كه مردم را بر آن سرشت » ، [ در فرمايش
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 646 .
( 2 ) . سورهى روم ، آيهى 30 .
( 3 ) . بحارالانوار ، ج 3 ، ص 277 ، حديث 3 .