معناى حمل آسمانها و زمين توسط حق تعالى
توضيح اين كه او سبحانه نور و جمال آسمانها و زمين مىباشد ، چنان كه در بخش 5 و 10 از اين دعا گذشت ، امّا اين كه چگونه مىشود حقّ سبحانه حامل آسمانها و زمين باشد ؟ با مختصر توضيحى مىتوان آن را بيان نمود : چنان كه مكرّر گذشت ، خداوند در كنار مخلوقات خود نبوده و نيست تا گفته شود چگونه ممكن است آسمانها يعنى كرّات معلّق در ارتفاعات و زمين ، بدين وسعت و ثقل را حمل كند ؟ ! به نصّ كتاب و سنّت نبوى - صلّى اللَّه عليه و آله و سّلم - و عقل و شهود ، او سبحانه با همه مظاهر و محيط به آنان مىباشد و آنها ظهور يافتهى اويند و از آنها جدا نشده و نمىشود و يكى از آن مظاهر ، آسمانها و زمين مىباشند . با اين توضيح ، مشكلى براى فهم اين كه او سبحانه حامل آسمانها و زمين باشد و همه به حضرتش - تباركوتعالى - قائم هستند ، نمىماند . شايد دو جمله آخر : « يا ذَا الْجَلالِ وَالْإِكْرامِ » براى رفع شبهه از خوانندگان باشد كه گمان نكنند خداوند ، مانند ايشان كه حامل چيزى مىشوند ، او نيز همين گونه حامل است و چون قواى او زياد است ، مىتواند حامل تمام كرات و زمين شود ؛ بنابراين اگر فرموده شده :
« يا ذَا الْجَلالِ وَالْإِكْرامِ » براى تنزيه او سبحانه از انتسابات عالم امكانى است و علاوه ، امام - عليهالسّلام - با : « أَلْجَلال » نظر به صفت جلالى آسمان و زمين و با : « أَلْإِكْرام » نظر به صفت جمالى آنها دارد .
( 906 )
« أَللَّهُمَّ ! إِنِّى عَبْدُكَ وَابْنُ عَبْدِكَ وَابْنُ أَمَتِكَ وَ فِى قَبْضَتِكَ ناصِيَتِى بِيَدِكَ ، عَدْلٌ فِىَّ حُكْمُكَ ، وَ ماضٍ فِىَّ قَضائُكَ . » « 1 »
خداوندا ! من بنده و بنده زاده و كنيز زاده و در قبضهى توام ، [ موى ] پيشانى
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 439 .