أَرْحَمَ الرّاحِمِينَ ! » « 1 »
از تو مسألت دارم كه بر محمّد و آل محمّد درود فرستى و هر همّ و غم و ناراحتى گلوگير و رنجورى و تنگى و دشواريى را كه دارم ، بر طرف كنى و از گرداب [ هلاكت ] نجات دهى و از بلا و گرفتارىام برهانى و هر چه زودتر و با شتاب به آرزويم برسانى . به رحمتت ، اى مهربانترين مهربانها !
معناى ترس معصوم - عليهالسّلام - از عالم خاك
حوايج فوق ، پس از اين كه خداوند به نامها و كمالات بسيارى مسألت و قسم داده شده ، آمده است ، از اين رو نمىتوان آنها را خواستههايى كوچك و ظاهرى به حساب آورد .
حاجت اوّل ، صلوات است كه بيان علت آن مكرّر گذشت . حوايج ديگر را نيز مىتوان اعمّ از حوايج دنيوى و معنوى دانست ؛ ولى نظر به بخشهايى كه پيش از آنها ، به نامهاى الهى قَسَم خورده شده ، شايد بتوان گفت معصوم - عليهالسّلام - به حوايج معنوى خود نظر داشته ؛ زيرا وى - عليهالسّلام - با دارا بودن كمال اعلاى انسانيّت ، چون روح خويش را در زندان ضيق و تاريك عالم خاكى و دنيوى مشاهده مىكند ، سخنان فوق را بر زبان جارى مىنمايد ، نه آن كه او از عالم ديگر خبرى ندارد . خير ! بلكه نجات لحظه به لحظه و دوام فرج را از امور فوق تا پايان زندگى مىطلبد ، از اين كه اقتضاى انحراف را ( با داشتن مقام عصمت ) در عالم عنصرى مىبيند ، مىهراسد و يا از اين كه وظايف عالم جسمانى ، او را از شهود تام ازلى و روحانيش كه پيش از اين عالم داشته ، باز دارند مىترسد ، و فرج و گشايش و امور ديگر را از خداوند تقاضا مىنمايد . غير از معصوم - عليهالسّلام - نيز اگر به راهنمايى آنان كلمات فوق را تقاضا مىكنند ، براى آن است كه حجابهاى ميان ايشان و فطرت و مشاهدهى عالم ازليشان ( كه در عالم مادّى و خاكى ) حاصل شده ، زايل گردد و ديگر بار آن مشاهده نصيبشان شود و به غرض غايى خلقت و كمال انسانيّت راه يابند .
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 435 .