( 656 )
« أَللَّهُمَّ ! إِنَّكَ تَرى وَ لا تُرى ، وَ أَنْتَ بِالْمَنْظَرِ الْأَعْلى ، فالِقُ الْحَبِّ وَ النَّوى ، تَعْلَمُ السِرَّ وَ أَخْفى . » « 1 »
خداوندا ! به راستى كه تو مىبينى و ديده نمىشوى و در بالاترين تماشاگاه قرار دارى و دانه و هسته را مىشكافى و از راز و نهانتر [ از آن ] آگاهى .
بستگى عالم ملك به عالم ملكوت
چون اين بخش پيش گفتارى است براى آشكار شدن معانى جملههاى بخش چهارم ، از بيان اجمالى آن ( با اين كه در گذشته از چنين بياناتى پرده برداشته شد ) مىگريزيم :
اوّلًا : نصوص كتاب الهى و سنّت نبوى - صلّى اللَّه عليه و آله و سّلم - و معارف آن دو ، به ما آگاهى مىدهند كه خداوند متعال در كنار از مظاهرش نبوده و محيط به آنان و با آنهاست ، علاوه عقل و شهود اهل شهود نيز بر اين امر امضايى تمام دارند . بنابراين ، بايد مظاهر و خلايق و همهى اشياء ، ظهور يافتهى اسامى و صفات و كمالات او سبحانه باشند و دوام و بقاء و كمالاتشان به حضرت حق سبحانه بستگى داشته باشد ، نه به خود .
قرآن شريف عالم مظهريّت آنها را عالم مُلك و خلقى نام مىگذارد و عالم ربطى آنها را با حقيقتشان ، عالم ملكوتى و امرى ، چنان كه مىفرمايد :
- أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ
« 2 »
آگاه باش كه [ عالم ] خلق و امر از آن اوست .
- بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ
« 3 »
ملكوت هر چيزى در دست اوست .
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 294 .
( 2 ) . سورهى اعراف ، آيهى 54 .
( 3 ) . سورهى يس ، آيهى 83 .