منزلت و مقام محمود و ولايت مطلقهى الهى است ؛ زيرا معصومين بزرگوار ما - عليهمالسّلام - مأمورند وظايف عالم طبع را ( از خوردن ، آشاميدن ، ازدواج و . . . ) كاملًا حفظ نمايند و آنها را نيز براى فرمان الهى انجام دهند و اين معنى ، با حفظ توجّه به مقام ولايت و منزلت محمود - اگر چه لحظهاى هم باشد - سازش ندارد و اگر بخواهند حفظ كنند ( كه مىتوانند ) ، از امور عالم طبع كه وظيفهى ظاهرى آنان است ، باز مىمانند و نمىتوانند به تكليف ثانوى خويش عمل نمايند . اين جاست كه آن لحظات را گناه خود به حساب مىآورند و مغفرت از آن را از خداوند تقاضا نموده و اين تقاضا را « أَفْضَلَ ما أَعْطَيْتَ » به شمار مىآورند .
مناسب است در اين جا ، به بيان پايانى صاحب اين دعا - عليهالسّلام - اشاره نماييم كه مىفرمايد :
« إِلهِى ! مَنْ كانَتْ مَحاسِنُهُ مسَاوِىَ ، فَكَيْفَ لا تَكُونُ مَساوِيهِ مَساوِىَ ؛ وَ مَنْ كانَتْ حَقآئِقُهُ دَعاوِىَ ، فَكَيْفَ لاتَكُونُ دَعاوِيهِ دَعاوِىَ ؟ » « 1 »
معبودا ! كسى كه خوبىهاى او زشت است ، چگونه بدىهايش زشت نباشد ؟ ! و كسى كه سخنان راست او ادّعاست ، چگونه ادّعاهاى او ادّعا نباشد ؟ !
بنابراين ، چنين گفتارى نسبت به حضرت - عليهالسّلام - معناى خاصّى پيدا مىكند كه نسبت به خوانندگان و به حساب مراتب ايمانشان معنايى ديگر خواهد داشت ، واللَّه يعلم .
( 747 )
« أللَّهُمَّ ! إِنَّكَ أَقْرَبُ مَنْ دُعِىَ ، وَ أَسْرَعُ مَنْ أَجابَ ، وَ أَكْرَمُ مَنْ عَفا ، وَ أَوْسَعُ مَنْ أَعْطى ؛ وَ أَسْمَعُ مَنْ سُئِلَ ، يا رَحْمانَ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ رَحِيمَهُما ! لَيْسَ كَمِثْلِكَ مَسْئُولٌ ، وَ لا سِواكَ مَأْمُولٌ . » « 2 »
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 348 .
( 2 ) . اقبال الاعمال ، ص 346 .