حاجت هر موجود ؛ نيازمندى مطلق او در هر زمينه به حضرت حق
ممكن است مراد از « كُلُّ حاجَةٍ » ، حاجتهاى تكوينى و يا ظاهرى هر موجود و يا دنيوى و اخروى و معنوى شخص انسان باشد و در هر حال مىتوان آن چه را كه عوالم خلقيه جهان هستى بدان محتاج است و آن احتياج به حق سبحانه برآورده مىشود ، « حاجت » ناميد ( اعمّ از امور ظاهرى و يا معنوى و وجودى و غيره در هر موجود و به حساب خود ) ، فتأمّل .
( 641 )
« أَسْأَلُكَ بِكُلِّ اسْمٍ فِى مَخْزُونِ الْغَيْبِ عِنْدَكَ ، وَالْأَسْمآءِ الْمَشْهُوراتِ عِنْدَكَ ، أَلْمَكْتُوبَةِ عَلى سُرادِقِ عَرْشِكَ . » « 1 »
از تو درخواست مىكنم ، به تمامى نامهايى كه در گنجينهى غيب نزد تو نهان است و به اسامى مشهور و آشكار نزد تو كه بر سراپردهى عرشت نگاشته شده است .
دقت در معناى اسامى مخزون و مشهوره و عينيت آنها با ذات
ممكن است مراد از اسماى مخزون ، نامهايى باشند كه با ذات الهى عينيّت دارند و مراد از اسماى مشهوره ، نامهايى باشند كه به حساب خارج و مظاهر ، به نظر اهل تحقيق مىرسد ، به گونهاى كه مىگويند : اين مظهر از اسم چنينى و چنانى ظهور يافته و حال اين كه هر دو ، با ذات عينيّت دارند و « عِنْدَك » مىباشد ، ولى يكى را توجه به مخزون است و ديگرى را به مشهور ، خداوند مىفرمايد :
وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ
« 2 »
و هيچ چيز نيست ، مگر آن كه گنجينههاى آن نزد ماست و ما آن را جز به اندازهى معيّن فرو نمىفرستيم .
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ص 273 .
( 2 ) . سورهى حجر ، آيهى 21 .