( 384 )
« يا صاحِبَ كُلِّ نَجْوى ! » « 1 »
اى همدم هر نجوا و سخن خصوصى !
خداى متعال ؛ صاحب هر نجوا
« كُلِّ نَجْوى » شامل نجواى تكوينى و غير تكوينىِ همه مخلوقات و اشيا و موجودات و نيز نجواى تشريعى انسان مىشود ؛ زيرا خداوند جداى از موجودات و مظاهرنمىباشد و همهى مظاهر - توجّه داشته باشند يا نداشته باشند - به فقر و احتياج خويش آگاه و به بستگى خود به حقيقت و ملكوتشان بصيراند و لحظهاى نمىتوانند بدون حضرت حقّ سبحانه ، بود و دوام داشته باشند . از اين رو ، هر لحظه با او نجوى دارند و دوام و بود و روزى مناسب خود را از او خواهاناند . بر اين اساس ، منحصراً حضرت حقّ صاحبِ هر نجوى است و اگر اسباب صورتاً كارهاى باشند ، باز به او كارهاند نه به خود .
( 385 )
« وَ مُنْتَهى كُلِّ شَكْوى ! » « 2 »
و منتهاى هر گله و شكايت !
لزوم توجه به فرق نجوى و شكوى
با توجّه به توضيح گذشته ذيل جملهى پيشين : « يا صاحِبَ كُلِّ نَجْوى » ، مفهوم توحيدى اين جمله دربارهى همهى مخلوقات الهى حلّ خواهد شد ، تنها فرق در لفظ و معناى « نَجوى » « شَكوى » مىباشد كه آن نيز با تأمّل قابل حلّ است .
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 173 .
( 2 ) . همان .