و در نتيجه عرش [ و موجودات ] در ذاتت نهان گرديد ، آثار [ مظاهر ] را با آثار [ وجود خويش ] از بين برده و اغيار را با افلاك انوار احاطه كنندهات محو نمودى .
دليل بر بيان فوق اين است كه « عَيْبِى » به صيغهى مفرد است و « عُيُوبِى » ذكر نشده .
اهميت تقاضاى مقام مبتهلين در ماه مبارك
شايد بتوان جملهى آخر « يا سامِعَ أَصْواتِ الْمُبْتَهِلينَ ! » را نيز دليل بر بيانات فوق نسبت به حوايج چهارگانه دانست ؛ زيرا ابتهال در لغت ، به معناى خواندن خداوند به اخلاص و اجتهاد و تضرّع آمده است و مگر مىشود آنان كه آن مقام و منزلت را داشته باشند ( در ماه رمضان كه ماه ضيافت الهى است ) ، جز حوايجى را از خداوند بخواهند كه در كمال انسانى و غرض غايى از خلقتشان سودمند باشد ؟ بنابراين گويا خواننده در آخر با اين بيان ، تقاضاى منزلت مبتهلين را مىنمايد .
دعاى روز بيست و ششم ماه رمضان
( 631 )
« أَللَّهُمَّ اجْعَلْنِى [ فِى هذَا الْيَوْمِ ] مُحِبّاً لِأَوْلِيآئِكَ ، وَ مُعادِياً لِأَعْدآئِكَ ، مُسْتَنّاً [ مُتَمَسِّكاً ] بِسُّنَّةِ خاتَمِ أَنْبِيآئِكَ [ يا عَظيماً فِى قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ ] يا عاصِمَ قُلُوبِ النَّبِيّينِ ! [ بِرَحْمَتِكَ يا أَرْحَمَ الرّاحِمِينَ ! ] » « 1 »
خداوندا ! مرا در اين [ روز ] دوستدار دوستان خود و دشمن دشمنانت و عامل و آراسته [ يا : چنگ زننده ] به سنّت و شيوهى خاتم پيامبرانت بگردان . [ اى كسى كه در دلهاى مؤمنين بزرگى ! ] اى نگاه دارندهى دلهاى پيامبران ! [ به رحمتت ، اى مهربانترين مهربانها ! ]
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 226 .