رُكْباناً وَ أُنْزِلُوا الْأَجْداثَ فَلا يُدْعَوْنَ ضِيفاناً . » « 1 »
و از كسانى كه گفتند : چه كسى از ما نيرومندتر است ؟ پند گيريد ، كه به قبرهايشان برده شدند و سواره خوانده نمىشوند و در گورهايشان روانه شدند و به آنها ميهمان گفته نمىشود .
جملهى : « خِرْ لِى وَاخْتَرْلِى فِى جَمِيعِ أُمُورِى خِيَرَةً فِى عافِيَةٍ » خواننده را به اين نكته مهم توجه مىدهد كه : بايستى خداوند عافيت را در تمام امور دنيوى و اخروى و معنوى براى بندهاش اختيار كند و او را از همه بدىها مصون بدارد ، تا موعظه براى ديگران قرار نگيرد .
سهولت امر دنيا و آخرت ؛ راه رسيدن به غرض غايى خلقت
ممكن است مراد از : « وَ سَهِّلْ عَلَىَّ أُمُورَ دُنْياىَ وَ آخِرَتِى » ، گشايش و سهولتى است كه راهگشاى براى رسيدن به غرض غايى خلقت باشد ، از اين رو پس از اين جملهها ، فرموده شده :
« أَنْ تُعِينَنِى عَلى جَهْلِ نَفْسِى ، وَتُبْ عَلَىَّ وَاعْصِمْنِى فَإِنِّى فَقِيرٌ إِلَيْكَ ، فَأَغْنِ فَقْرِى رَبِّ ، هَبْ لِى تَوْبَةً نَصُوحاً وَ نِيَّةً صادِقَةً وَ مُكْتَسَباً حَلالًا وَ عَمَلًا مُتَقَبَّلًا ، وَ أَجِرْنِى مِنَ الْجَهْلِ وَ النّارِ . » « 2 »
كه مرا عليه نادانى نفس خويش يارى فرمايى و توبهام را بپذيرى و [ از گناه و اشتباه ] مصون نگاهدارى ؛ زيرا من به تو نيازمندم ، پس نادارىام را بىنياز گردان .
پروردگارا ! توبهى خالص و استوار و نيّت راستين و كسب [ و يا روزى ] حلال و عمل مقبول و پذيرفته به من ارزانى دار و مرا از نادانى و آتش [ جهنّم ] در پناه خويش درآور .
معلوم مىشود اگر معانى فوق دعا براى بندهاى حاصل نشود ، نمىتواند به غرض غايى از خلقت نايل آيد .
هامش
( 1 ) . نهجالبلاغه ، خطبهى 111 .
( 2 ) . اقبال الاعمال ، ص 226 .