از حضرتش سبحانه تقاضا شود ؛ چرا كه بقاى حالات چهارگانهى گذشته ، به حفظ امور چهارگانهى فوق « وَارْزُقْنِى يا رَبّ . . . » بستگى دارد ؛ امّا اين كه مراد از « ذكرك » در جملههاى فوق كدام يك از اقسام ذكر است ( ياد بنده حق سبحانه را و يا ذكر حق سبحانه بندهاش را كه بالاترين ذكر به حساب مىآيد ؟ ) گمان مىشود قسم دوم اراده شده باشد و ( كاف خطاب « ذِكْرَكَ » ) نيز شاهد بر آن مىباشد ، علاوه بر اين ، يقين و ايمانى كه در دعا تقاضاى آن شده - كه پروردگار مباشر قلب بندهاش شود - همان ياد او از بنده است . خداوند سبحان مىفرمايد :
- فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ
« 1 »
پس مرا ياد كنيد ، تا شما را ياد نمايم .
- إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ
« 2 »
به راستى كه نماز از كارهاى زشت و ناپسند باز مىدارد و مسلّماً ياد خدا بزرگتر است .
معناى درخواست شكر الهى
نيز در مورد معناى « شكرك » و اين كه آيا شكر بنده از خدا يا شكر خدا از بنده مراد است ، شايد بتوان گفت : به اعتبار كاف خطاب « شُكْرَكَ » ، شكر پروردگار از بنده اراده شده باشد و آن ، همان زياد نمودن و يا دوام عنايت و رحمتهاى خاصّهاى است كه به بندگان مقرّب خويش داشته و دارد . خداوند مىفرمايد :
- وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ
« 3 »
و آن هنگام كه پروردگارتان اعلام فرمود كه : اگر سپاسگزاريد ، مسلّماً [ روزى و نعمت ] شما را افزون كنم .
- وَ مَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيها حُسْناً إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَكُورٌ
« 4 »
هامش
( 1 ) . سورهى بقره ، آيهى 152 .
( 2 ) . سورهى عنكبوت ، آيهى 45 .
( 3 ) . سورهى ابراهيم ، آيهى 7 .
( 4 ) . سورهى شورى ، آيهى 23 .