3 . اگر موفّق به حج نمىشوند ، لااقل از نيّت اين عمل محروم نمانند كه خود ثواب و نتايج عمل را دارد ، بلكه بهتر از آن است ، « 1 » ناچار نتايج معنوى و اخروى هم خواهد داشت .
4 . آمادگى و تهيّأ خواننده ، تا اگر مقدّمات تشرّف را ندارد فراهم سازد و هر سال مستحب يا واجب آن را انجام دهد ، به جهت احتمالاتى كه پيش از اين اشاره شد و احتمالات ديگرى كه به جهت پرهيز از اطالهى بحث مطرح نشد .
( 478 )
« وَاجْعَلْ فِيما تَقْضِى وَ تُقَدِّرُ أَنْ تُطِيلَ عُمْرِى ، وَ تُوَسِّعَ عَلَىَّ [ لِى ] فِى رِزْقِى ، [ وَ تُقَدِّرَ فِى جَمِيعِ أُمُورِى ما هُوَ خَيْرٌ لِى فِى دُنْياىَ وَ آخِرَتِى ، يا أَرْحَمَ الرّاحِمِينَ ] ، وَ تَفْعَلَ بِىكَذا و كَذا . » « 2 »
و از جملهى آن چه كه قضا و قدر مىنمايى ، طولانى شدن عمرم و وسعت روزىات بر [ يا : براى ] من ، [ و مقدّر نمودن آن چه را كه در دنيا و آخرتبه خير من است در تمام امورم را - اى مهربانترين مهربانها ! ] قرار ده و اين كه به من چنين و چنان نمايى [ به جاى اين كلمات ، حوايج ذكر مىشود ] .
بندگى ؛ دليل تقاضاى طولانى شدن عمر
از اين بخش نيز ظاهر مىشود ، منظور از مسألت از قضا و تقدير ، پياده شدن قضا و قدر و اندازهگيرى امور است ، نه قضاى ( به اصطلاح ) در علم اجمالى ؛ و امّا تقاضاى طولانى شدن عمر و وسعت رزق از خداوند متعال « أَنْ تُطِيلَ عُمْرِى ، وَ تُوَسِّعَ عَلَىَّ رِزْقِى » ، شايد براى آن باشد كه بنده پس از رسيدن به كمال انسانيّت ، در هر لحظه بهره كامل از آن را در بندگى حقيقى بگيرد . واللَّه يعلم .
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعه ، ج 1 ، ص 35 ، باب 6 .
( 2 ) . اقبال الاعمال ، ص 188 .