شد و در قيامت آثارش را خواهد ديد ؛ زيرا نجات از آتش و دخول در بهشت و رسيدن به نعمتهاى آن وقتى حاصل خواهد شد كه انسان از اشتباهات و گناهان ، توبه و استغفار نمايد و پس از آن به اعمال نيك آراسته گردد تا به قدر خلوص در عمل ، به بهشت و درجات آن نايل گردد .
نكتهى ديگرى كه از اين فراز مىتوان استفاده كرد ، اين است كه اگر توفيق و عفو و رحمت و جود الهى شامل حال بنده نشود ، هرگز نخواهد توانست به حوايج تقاضا شده برسد . از اين رو ، همهى حوايج از درگاه خدا خواسته شده و فرموده شده است :
« نَجِّنا . . . » ، « أَدْخِلْنا » و « زَوَّجْنا »
( 454 )
« وَ صَلِّ عَلى مُحَمِّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ ، وَافْعَلْ بِى ما أَنْتَ أَهْلُهُ ، يا أَرْحَمَ الرّاحِمِينَ ! إِنَّكَ عَلى كُلِّ شْىءٍ قَدِيرٌ . » « 1 »
و بر محمّد و آل محمّد درود فرست و هر چه را كه زيبندهى آن هستى با من انجام ده ، اى مهربانترين مهربانها ! به راستى كه تو بر هر چيزتوانايى .
درخواست آن چه خداوند زيبندهى آن است
« وَ افْعَلْ بِى ما أَنْتَ أَهْلُهُ » ، بلندترين حاجتى است كه خواننده مىتواند از آفرينندهى خود بخواهد و مقصود از آن اين است كه خداوند ، تمامى كمالات خود را به بنده عطا نموده و او را مَثَل خويش قرار دهد ؛ چنان كه مىفرمايد :
« عَبْدِى ! أَطِعْنِى ، أَجْعَلْكَ مَثَلِى ، أَنَا حَىٌّ لا أَمُوتُ ، أَجْعَلُكَ حَيّاً لا تَمُوتُ ؛ أَنَا غَنِىٌّ لا أَفْتَقِرُ ، أَجْعَلُكَ غَنِيّاً لا تَفْتَقِرُ ، أَنَا مَهْما أَشآءُ يَكُونُ ، أَجْعَلُكَ مَهْما تَشآءُ يَكُونُ . » « 2 »
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 181 .
( 2 ) . الجواهر السّنيه ، ص 361 .