بروز و ظهور يافتهاند ؛ و بنابر احتمال ديگر بخواهد بفرمايد : جريانات عالم ، اگرچه به اسباب و مسبّبات قائم است ، اما در واقع نامهاى الهى همهكارهاند و اسباب و مسبّباب ظهور يافتهى نامهاى او هستند و اگر چه در ظاهر ، در تشكيل و ادامهى هستى اين جهان و جهان آخرت فعّالاند ؛ ولى در حقيقت بىاسم الهى كارى از آنها ساخته نيست و به اسم است كه اشيا و موجودات ، حالت انفعال به خود مىگيرند .
اگر چه هر دو احتمال با جملههاى اين فراز سازگار است ؛ ولى معناى دوّم به اعتبار لفظ « وُضِعَتْ » ، بهتر به نظر مىرسد ؛ زيرا اسباب و مسبّبات ، همواره با فعل و انفعالات عالم سر و كار دارند و يا ناچار آن را مىبينند . در دعاى رجبيّه صادر شده از ناحيّهى مقدّسه نيز آمده است :
« بِاسْمِكَ الْأَعْظَمِ الْأَعْظَمِ الْأَجَلِّ الْأَكْرَمِ الَّذى وَضَعْتَهُ عَلَى النَّهارِ فَأَضآءَ ، وَ عَلَى اللَّيْلِ فَأَظْلَمَ . » « 1 »
به آن اسم بزرگتر بزرگتر و والاتر گرامىتر تو كه وقتى آن را بر روز نهادى ، روشن گرديد و بر شب نهادى تيره و تاريك گشت [ از تو درخواست مىكنم ] .
مطلب قابل توجّه در جملهى « بِأَسْمآئِكَ الْحَمِيدَةِ الْكَريمَةِ » و عبارات بعد از آن :
« أَلْحَسَناتُ » و « ذَلَّتْ » « صَرْفُ السَّيِّئاتِ » اين است كه همگى ، فقط به نامهاى جمالى نظر دارند ولى توضيح ما ، نامهاى جمالى و جلالى را در بر مىگرفت .
( 456 )
« أَسْأَلُكَ بِكَلِماتِكَ التّآمّاتِ الَّتِى لَوْ أَنَّ ما فِى الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلامٌ ، وَ الْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ ، ما نَفِدَتْ كَلِماتُ اللَّهِ ، إِنَّ اللَّهَ عَزيزٌ حَكِيمٌ . » « 2 »
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 647 .
( 2 ) . اقبال الاعمال ، ص 182 .