( 438 )
« وَ صاحِبُ كُلِّ حاجَةٍ . » « 1 »
و صاحب هر حاجت و نياز .
خداى متعال ؛ برآورندهى مطلق حاجات
اين جمله ، بيانگر آن است كه هر حاجتى را كه خواننده از خدا مىطلبد و روا مىشود ، حضرت حق مصاحب و همراه با آن مىباشد كه برآورده شده و باقى مىماند . از اين رو ، باز در ادامه مىفرمايد :
( 439 )
« وَ مُنْتهى كُلِّ رَغْبَةٍ . » « 2 »
و مُنتهاى هر خواهش .
عالم ؛ پرتو ظهور ذات حق
اين جمله درصدد بيان اين نكته است كه هر چه را بشر و يا موجودات ديگر دارند و بدان رغبت مىورزند - اعمّ از امور و اسباب دنيوى و اخروى - در واقع به حقّ سبحانه رغبت مىورزند ؛ زيرا آنها هيچ جمال و كمال و بودى را به خودى خود نداشته و ندارند ، بلكه همه پرتوى از ظهورات نامها و صفات او و به تعبير ظريفتر ، پرتو ظهورات ذات حضرتش مىباشند . چرا كه نامها و صفات او از ذات جدا نيستند ، بلكه عينيّت با ذات دارند .
از اين رو ، در پايان مىفرمايد :
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 179 .
( 2 ) . همان .