و مراد از « عرش عظيم پروردگار » ، علم و قدرت الهى است ؛ چنان كه در برخى روايات ، عرش به آن دو تفسير شده است « 1 » ؛ و يا مقصود از آن ، همهى آفريدههاى جهان هستى است كه پياده شدهى علم و قدرت او سبحانه مىباشند ؛ و يا مقام احديّت مراد است كه در فراز دعاى مبعث كه به عنوان شاهد ذكر كرديم و تعبير « خَلَقْتَهُ » در عين « فَاسْتَقَرَّ فِى ظِلِّكَ ، فَلا يَخْرُجُ مِنْكَ إِلى غَيْرِكَ » ، در مورد آن آمده است .
نتيجه اين كه به نظر مىرسد به اعتبار لفظ « رَبّ » و « عَظيم » ، مقصود از عرش عظيم پروردگار معناى سوم باشد ؛ چنان كه امكان دارد عبارت « رَبِّ الْمَلائِكَةِ الثَّمانِيَةِ » ، به حاملان مكتوب سرادق مجد تا سرادق قدرت و تعبير « رَبِّ الْعَرْشِ الْعَظيمِ » به مكتوب سرادق سرائر نظر داشته باشند ؛ زيرا قرآن شريف مىفرمايد :
- قُلْ مَنْ رَبُّ السَّماواتِ السَّبْعِ وَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ
« 2 »
بگو : كيست پروردگار آسمانهاى هفتگانه و پروردگار عرش بزرگ ؟
- اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ
« 3 »
خدا است كه معبودى جز او نيست و پروردگار عرش بزرگ است .
- عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ
« 4 »
تنها بر او توكّل نمودم و هم او پروردگار عرش بزرگ است .
يعنى تمام نامهاى جمالى و جلالى ، در مقام عرش عظيم احديّت گنجانده شدهاند و آن مقام هم در تدبير او سبحانه مىباشد . « وَاللَّهُ يَعْلَمُ » ، از اين رو ، در ادامه مىفرمايد :
( 403 )
هامش
( 1 ) . اصول كافى ، ج 1 ، ص 130 .
( 2 ) . سورهى مؤمنون ، آيهى 86 .
( 3 ) . سورهى نمل ، آيهى 26 .
( 4 ) . سورهى توبه ، آيهى 129 .