دعا ، بهرهمندى از تعليم تكوينى اسما « 1 » و پياده نمودن آن در گفتار است .
دعا ، توجّه به فطرت را چراغ راه شهود جمال مطلق قرار دادن است :
فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها
« 2 » ؛ ( پس استوار و بدون انحراف ، روى [ و تمام وجود ] خويش را به سوى دين برپا دار ، همان سرشت خدايى كه همه مردم را بر آن سرشت آفريد . )
دعا ، اظهار فقر و خضوع و خشوع تكوينى و غيرتكوينى در پيشگاه حضرت حقّ است :
وَ لِلَّهِ يَسْجُدُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ
« 3 » ؛ ( و آن چه در آسمانها و آن چه در زمين است ، براى خدا سجده مىكنند . )
دعا ، درخواست تكوينى و غيرتكوينى همه مظاهر و توجّه تشريعى موجودات با شعور خاصّ ( انس و جنّ ) به حضرت حقّ سبحان است .
دعا ، تطبيق خواست تشريعى با خواست تكوينى و غيرتكوينى و تمنا نكردن فراتر از آن مىباشد :
وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَ لْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ
« 4 » ؛ ( و هرگاه بندگانم درباره من از تو پرسيدند ، پس [ بگو : ] من نزديكم و دعاى هر خوانندهاى را كه مرا بخواند اجابت مىنمايم ، پس دعاى مرا بپذيرند و به من ايمان آورند ، باشد كه به رشد حقيقى دست يابند .
و :
ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرِينَ
« 5 » ؛ ( مرا بخوانيد ، تا دعاى شما را بپذيرم . بىگمان آنان از پرستش من گردنكشى مىكنند ، به زودى با خوارى به جهنّم وارد خواهند گرديد . )
زيرا همه موجودات جهان هستى به تكوين و غيرتكوين - خواه بدانند يا ندانند و مشاهده كنند يا نكنند - به او سبحانه توجّه دارند و تمام موجودات داراى شعور خاصّ ،
هامش
( 1 ) .وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها؛ ( و همه نامها [ و كمالات خويش ] را به آدم آموخت . ) سورهى بقره ، آيهى 31 .
( 2 ) . سورهى روم ، آيهى 30 .
( 3 ) . سورهى نحل ، آيهى 49 .
( 4 ) . سورهى بقره ، آيهى 186 .
( 5 ) . سورهى غافر ، آيهى 60 .