سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ * إِلَّا عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ
« 1 »
پاكا خداوند از آن چه آنان او را [ بدان ] مىستايند ، مگر بندگان پاك و بىآلايش و مخلص [ به تمام وجود ] خداوند .
نتيجه آن كه خواننده با اين جمله از دعا ، تقاضاى مقام مخلصيّت را مىنمايد .
3 . مقصود از كوتاهى در تمجيد حضرت حقّ
تمجيد ، همان تعظيم و بزرگداشت و عظمت قايل شدن است و مراد از تقصير در تمجيد - در اين جا - ، پرهيز و اجتناب از تقصير در تعظيم خداوند سبحان است و آن عبارت از اين است كه شخص در اثر انغمار و فرو رفتن در عالم طبيعت ، حق تعالى را ناديده بگيرد و به نظر استقلال به موجودات بنگرد و اسباب را همه كاره و همه چيز خود حساب كند و مورد ستايش خويش قرار دهد ، اگرچه صورتاً خداپرست باشد . نيز ممكن است منظور از تقصير در تمجيد ، در نظر نياوردن عظمت او و از همه چيز جز خدا ترسيدن باشد و در واقع خواننده با اين جمله ، تقاضاى اجتناب از چنين حالتى را بنمايد و بدين ترتيب ، امام - عليه السّلام - با بيانِ « وَ التَّقْصِيرَ فِى تَمْجِيدِكَ . » بخواهد به ما بفرمايد : از خداوند سبحان تقاضاى مقام علماى باللَّه را بنماييد ، چنان كه خداوند مىفرمايد :
إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ
« 2 »
تنها دانشمندان [ دل آگاه ] از ميان بندگان ، از [ عظمت ] خدا مىترسند .
زيرا خشيت ، خوف از عظمت پروردگار است ، نه از امور ديگر و آن هم مختصّ به علماى باللَّه مىباشد ، همان گونه كه آيهى شريفهى فوق به آن اشاره دارد .
4 . معناى چهار خواستهى ديگر
هر كدام از عبارتهاى : « وَ الشَّكَّ فِى دِينِكَ ، وَ الْعَمى عَنْ سَبِيلِكَ ، وَ الْإِغْفالَ لِحُرْمَتِكَ ، وَ
هامش
( 1 ) . سورهى صافات ، آيات 159 و 160 .
( 2 ) . سورهى فاطر ، آيهى 28 .