مفهوم ولايت در مورد خدا و معصومين - عليهمالسّلام -
براى واژهى ولايت ( با كسر واو و يا فتح آن ) معانى متعدّدى در لغت ذكر شده است .
معنايى كه با جملهى دعا « أَديُنكَ بِطاعَتِكَ وَ وِلايَتِكَ » تناسب دارد ، عبارت است از اين كه ولايت را به معناى « مالك امر » و يا « قائم به امر » بدانيم و در اين صورت ، تديّن به ولايت حضرت حقّ سبحانه به اين معنا است كه خداوند متعال را مالك امر و بر پادارندهى هستى بدانيم و نيز تديّن به ولايت آن بزرگواران به اين معنا است كه آنان را باذن اللَّه ، مالك امر و بر پادارندهى هستى بدانيم و مقصود از ولايت الهى و مالك و قائم به امر بودن خداوند نسبت به بندگان و ديگر آفريدهها ، همان ربط باطنى و معنوى تكوينى و غير تكوينى است كه همهى موجودات و مظاهر عالم با حقيقت و ملكوت خود دارند و در مقابل آن ، تسبيح و تحميد و خضوع و خشوع و ذلّت و سجده و . . .
مىكنند .
و به تعبير بالاتر ، ولايت همان حقيقت مطلقهاى كه محيط به همهى اشيا است و همهى مظاهر بدان ظهور يافتهاند مىباشد و دوام هستى آنها در تمام لحظات به آن بستگى دارد و انبيا و اوصيا - عليهمالسّلام - نيز نبوّت و وصايتشان را به آن پياده مىكنند و كرامتهايى كه گاه از تابعان واقعى آنان سر مىزند ، باز به آن است .
اكنون مىگوييم : ظهور ولايت الهى در انبيا و اوصيا - عليهمالسّلام - محقّق است و ظهور تامّ آن در وجود رسول اللَّه - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - كه اكمل انبيا است - و همچنين در اهل بيت آن بزرگوار - عليهمالسّلام - كه وارث كمالات او هستند - مىباشد و بدين لحاظ قرب به آنان ، قرب به خدا و اطاعت از آنان ، اطاعت از خدا و در واقع يك قرب و يك اطاعت است . از اين رو ، در ذيل اين فراز مىفرمايد :
« أَدينُكَ يا ربَّ ! بِطاعَتِهِمْ وَ وِلايَتِهِمْ ، وَ بِالتَّسْلِيمِ بِما فَضَّلْتَهُمْ راضِياً غَيْرَ مُنْكَرٍ وَلا مُسْتَكْبِرٍ [ مُتَكَبِّرٍ ] ، على ما [ مَعْنى ] أَنْزَلْتَ فِى كِتابِكَ . » « 1 »
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 144 .