خدايا ! به راستى كه شام نمودم در حالى كه مالك آن چه را كه اميد آن را دارم نيستم و توان دفع چيزى را كه از آن پرهيز دارم ندارم ، جز به تو .
توجّه به توحيد افعالى و صفاتى
اين دو جمله خواننده را به بيچارگى و فقر ذاتى خويش توجّه مىدهد ، تا گمان نكند به خود ، به آن چه آرزو دارد مىرسد و به خود ، از آن چه پرهيز دارد دور مىشود . توجّه به اين امر و شهود آن در اصطلاح اهل كمال « توحيد افعالى و صفاتى » ناميده مىشود .
قرآن و سنّت مشحون از اين گفتارها و آموزهها است و به ما آگاهى مىدهد كه به خود نيستيم و از خويش هيچ نداريم .
از جمله خداوند سبحان مىفرمايد :
- قُلْ لا أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعاً وَ لا ضَرًّا إِلَّا ما شاءَ اللَّهُ
« 1 »
بگو : من مالك هيچ سود و زيانى براى خويش نيستم ، مگر آن چه را كه خدا بخواهد .
- قُلْ إِنِّي لا أَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَ لا رَشَداً
« 2 »
بگو : به راستى كه من مالك زيان و رشد شما نيستم .
- قُلْ أَ تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا يَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَ لا نَفْعاً
« 3 »
بگو : آيا به جز خدا چيزى را مىپرستيد كه مالك زيان و سود شما نيست ؟
- قُلْ فَمَنْ يَمْلِكُ لَكُمْ مِنَ اللَّهِ شَيْئاً إِنْ أَرادَ بِكُمْ ضَرًّا
« 4 »
بگو : كيست كه چيزى را از جانب خداوند براى شما مالك باشد ، اگر خداوند بخواهد زيانى را به شما برساند ؟
هامش
( 1 ) . سورهى اعراف ، آيهى 188 .
( 2 ) . سورهى جنّ ، آيهى 21 .
( 3 ) . سورهى مائده ، آيهى 76 .
( 4 ) . سورهى فتح ، آيهى 11 .