تقرّب به محمّد و آل محمّد - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - از راه مقام ولايت
جملهى نخست اين فراز كه مىفرمايد : به محمّد و آل محمّد - عليهمالسّلام - به خدا تقرّب مىجويم و نمىفرمايد : با توسّل به محمّد و آل محمّد - عليهمالسّلام - به خدا تقرب و توسل مىجويم - اگر چه توسّل به آن بزرگواران نيز موجب تقرّب است - بيانگر تقرّب به ايشان از ناحيهى مقام ولايت آنان است كه از ولايت الهى جدا نمىباشد . تمامى جملههاى اين فراز و جملههاى فرازهاى آينده ، در واقع توضيح گذشتهى ما در ذيل فراز اوّل اين دعا : « أَللَّهُمَّ إِنِّى لا أَجِدُ . . . » پيرامون معناى ولايت را تثبيت و تأييد مىكند ؛ زيرا آن جا كه مقام ولايت اين بزرگواران شهود شود ، قرب الهى حاصل شده است ؛ چرا كه مقام ولايت از ولايت الهى جدا نيست .
راه اصلى تقرّب به پروردگار
قطعاً آبرومند و مقرّب بودن در دنيا و آخرت نزد پروردگار : « فَاجْعَلْنِى عِنْدَكَ - يا إِلهِى ! - بِكَ وَ بِهِمْ وَجيهاً فِى الدُّنيا وَ الآخِرَةِ وَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ » تنها با عمل به واجبات و مستحبّات و ترك محرّمات و مكروهات و تخلّق به اخلاقيّات حاصل نمىشود ؛ بلكه اين نايل شدن به غرض غايى از خلقت ، با انجام اعمال صالح و خالص است كه انسان را نزد خدا آبرومند و مقرّب مىنمايد ؛ اگر چه عمل به واجبات و مستحبّات و ترك محرّمات و مكروهات و تخلّق به اخلاقيّات نيز مرحلهى ضعيفى از آبرومندى و تقرّب نزد پروردگار را در پى دارد . شاهد بر احتمال برگزيدهى ما ، جملههاى بعد تا آخر اين فراز است كه مىفرمايد : « فَإِنِّى قَدْ رَضِيتُ بِذلِكَ مِنْكَ تُحْفَةً وَ كَرامَةً . . . »
( 233 )
« أَللَّهُمَّ ! أَكْرِمْنِى بِوِلايَتِكَ ، وَاحْشُرْنِى فِى زُمْرَةِ أَهْلِ وِلايَتِكَ . » « 1 »
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 133 .