و مقصود از مشورت ، فقط مشورت در امور دنيوى نيست ؛ زيرا همهى افراد بشر غير از انبيا و اوصيا - عليهمالسّلام - به سبب اقتضاى عالم خاكى و جهلى و غلبهى هوا و هوس و شيطان و . . . بر آنها در امور معنوى جايزالخطا مىباشند . دليل بر اين كه دعا نظر به امور معنوى دارد ، اين است كه اين خواسته بعد از جملهى « أَللَّهُمَّ ارْزُقْنِى التَّثَبُّتَ فِى أَمْرى » آمده است .
پس از اين كه مشورت با رعايت شرايط آن انجام شد و مشورت كننده تصميم به عمل گرفت ، بايد از خداوند تقاضاى بركت و مباركيّت در آن چه عطا فرموده ، نمايد . از اين رو ، در ادامه مىفرمايد : « وَ الْتِماسِ الْبَرَكَةِ فِيما أَنْعَمْتَ بِهِ عَلَىَّ » .
البتّه ممكن است جمله به اين صورت خوانده شود : « وَ الْتِماسَ الْبَرَكَةِ فِيما أَنْعَمْتَ بِهِ عَلَىَّ » و جزو حوايج درخواست شده باشد و بخواهد بفرمايد : در نعمتهايى كه عطايم مىفرمايى ، بركت را روزىام كن . البتّه اين نعمتها شامل نعمتهاى ظاهرى و معنوى خواهد شد ؛ زيرا اگر خداوند عنايت نفرمايد ، بركت و ازديادى حاصل نخواهد شد و خداوند شرط ازدياد نعمتها را شكر و سپاس گذارى دانسته و مىفرمايد :
- وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ
« 1 »
به يادآر آن هنگام را كه پروردگارت اعلام فرمود بىگمان اگر سپاس به جاى آريد ، [ نعمت داده شده به ] شما را افزون خواهم نمود .
- وَ مَنْ تَطَوَّعَ خَيْراً فَإِنَّ اللَّهَ شاكِرٌ عَلِيمٌ
« 2 »
و هر كس داوطلبانه كار خيرى را انجام دهد ، بىگمان خداوند سپاسگزار و آگاه است .
و مراد از شكر نعمت ، قطعاً شكر عملى است و شكر زبانى هم بخشى از شكر عملى است . از اين رو ، در حديث آمده است كه امير مؤمنان على - عليه السّلام - فرمود :
هامش
( 1 ) . سورهى ابراهيم ، آيهى 7 .
( 2 ) . سورهى بقره ، آيهى 158 .