2 . از راه اسباب و مسبّباتى كه بندگان امر نشدهاند در جست و جوى آنها برآيند ، بلكه واسطههايى مانند : حجج الهى ، ملايكه و . . . « مِنْ حَيْثُ لاأَحْتَسِبُ . » به انسان روزى مىرسانند . نظير امور معنوى كه به مؤمن مىرسد و نيز امور مادّى مانند : باران ، برف ، سرما ، گرما ، ماه ، خورشيد ، ستارگان ، زمين ، زمان ، فصول سال و . . . كه همهى مكلّفان ، اعمّ از جنّ و انس از آنها بهره مىبرند .
با اين حال احتمال دارد مراد از « مِنْ حَيْثُ أَحْتَسِبُ . » ، تمام امورى باشد كه به حسب ظاهر بشر آنها را در رسيدن روزى مؤثّر و كار آمد مىداند و منظور از « مِنْ حَيْثُ لا أَحْتَسِبُ » امورى باشد كه از نظر افراد عادّى پنهان است و بدان راه ندارند ؛ يعنى عالَم امر و ملكوت ، كه از ديدهى ظاهر چنين افرادى مخفى مىباشد .
( 176 )
« فَإنَّهُ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلّا بِكَ ، يا أللَّهُ ! يا رَبِّ ! » « 1 »
زيرا مسلّماً هيچ حركت و تحوّلى [ به سوى كارهاى نيك ] و هيچ نيرو و توانى [ براى خوددارى از كارهاى بد ] نيست ، مگر به تو ، اى اللَّه [ و ذات مستجمع جميع كمالات ] ! و اى پروردگار [ و مالك مدبّر ] !
توحيد افعالى ، جامعيّت اسم « اللَّه » و معناى اسم « ربّ »
اين دو سه جمله كه در ادامهى خواستههاى گذشته آمده ، براى آن است كه خواننده را توجّه دهد همه چيز تحقّق به خداوند سبحان پيدا مىكند ، نه به وسيلهى او و از سوى او ؛ زيرا مىفرمايد : « بِكَ » .
عبارت « يا اللَّهُ » كه اشاره به جامعيّت اسامى و صفات و ذات حضرت حقّ دارد ، بيانگر آن است كه او به همهى اشيا احاطه دارد و آن چه در خارج تحقّق پيدا مىكند ، به
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 124 .