و نيز به آيات شريفه سورهى الرّحمن اشاره دارد كه آلاء و نعمتهاى الهى در آن ذكر شده است .
2 . جملهى اوّل : « لَكَ الْأَسْماءُ الحُسْنى كُلُّها وَ الْأَمثالُ العُلْيا »
در مقام مبرّا نمودن حضرت حقّ سبحانه از هر نقص است ، مانند تسبيح كه چنين امرى در آن ملحوظ است و در واقع مىخواهد بفرمايد : همهى اسمهاى الهى ، حُسنى و پاكيزه از هر گونه نقص و كثرت است و تعدّد در آن راه ندارد ، بلكه عينيّت با ذات دارد ، چنان كه مىفرمايد :
اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ لَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى
« 1 »
خدا است كه معبودى جز او نيست ، و نيكوترين نامها [ و كمالات ] تنها از آن او است .
و از بندگانش مىخواهد كه او را به اسماى حُسنى بخوانند :
وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى فَادْعُوهُ بِها
« 2 »
و نامها [ و كمالات ] نيكوتر تنها براى خدا است ، پس او را با آنها بخوانيد .
و به بيان ديگر مىفرمايد اگرچه خلايق صفات و كمالاتى دارند و به آن ديده و خوانده مىشوند ، ولى كمالات واقعى مخصوص ذات حضرت حقّ است ، بلكه هر منزلت و برترى كه آفريدهها دارند ، به او دارند .
3 . از توضيح گذشته در ذيل جملهى اوّل ، اختصاص كبريائيّت و نعمتها به حضرت حقّ - كه در جملهى دوّم آمده است : « وَ لَهُ الْكِبْرِيآءُ وَ الآلآءُ » - روشن مىشود و نيز دليل اين كه چرا در ذيل آيات شريفه فرموده :
وَ لَهُ الْمَثَلُ الْأَعْلى
يا
لَهُ الْكِبْرِياءُ
يا
هُوَ الْعَزِيزُ *
يا
كُلٌّ لَهُ قانِتُونَ *
معلوم مىگردد . و نيز روشن مىشود كه چرا در ذيل برخى آيات ، علاوه بر اشاره به اين كه همه چيز از حضرت حقّ و به او است ، و هيچ كس و هيچ چيز خود به خود هستى و كمالى ندارد ، خواننده را به اين نكته كه عنايتهاى او به حكمت است ، توجّه مىدهد و مىفرمايد :
وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ *
.
هامش
( 1 ) . سورهى طه ، آيهى 8 .
( 2 ) . سورهى اعراف ، آيهى 180 .