جواهر است . آمد سر جنازه پسرش ، جواهرش را نوشت ، بعد هم وقتى تمام شد گفت كه اين مسايل را سر جنازه پسرم نوشتم هديه كردم براى پسرم . صاحب جواهر كه نمىخواست ريا كند . آن مرد بالاتر از اين حرفها است ؛ تالى تلو عصمت است . چرا اين جمله را در جواهر نوشت ؟ نوشت براى اينكه به ما بگويد : اى طلبه ، مشكل نبايد جلوى كار تو را بگيرد ، ولو مشكل فقر باشد ، ولو مشكل مردن پسر باشد « 1 » .
فقر و محروميت بزرگان علم و دانش
مخترعين هم همينطورند . خيال نكنيد آن كسانىكه اختراع كردند در اين لات بازيها و در اين لختى پختىها بودند . نه ، آنها مثل علماى ما منغمر در كار بودند . اين رشد اندلسى ، كه انصافاً خدمت كرد به اسلام ، مىگويد : من در مدت عمرم دو شب مطالعه نكردم ، يك شب بابايم مرده بود ، يك شب هم شب عروسىام بود « 2 » . ما افرادى را سراغ داريم كه وقت عروسى ، آن شب عروسى مطالعه كردند .
دربارهء پاستور مىگويند : از نظر فقر به اندازهاى فقير بود كه كفش نداشت و پابرهنه دانشگاه مىرفت ، نان نداشت ، بىشام ، بىصبحانه ، بىنهار دانشگاه مىرفت . اما چون نبوغى داشت ، استادش دخترش را به او داد . شب عروسى شد . معمولًا از نظر
هامش
( 1 ) - صاحب جواهر ، شيخ محمد حسن از شخصيتها و فقهاى بزرگ جهان تشيع است كه كتاب معروف و مشهور او بنام جواهرالكلام در زمينه فقه ، يك دوره فقه استدلالى است ، و اين كتاب شرح بر شرايع محقق است و مىتوان آن را دائرهالمعارف فقه شيعه ناميد . صاحب جواهر متولد سال 1200 يا 1202 و متوفاى سال 1266 هجرى بوده است .
( 2 ) - ابنرشد اندلسى از بزرگان جهان اسلام است . او فيلسوف ، پزشك ، متكلم ، اخترشناس و نويسنده مشهور عرب بود كه در شهر اشبيلية اسپانيا كتابهاى خود را نوشت . ر . ك . : فرهنگ زندگى نامهها ، ص 436 .