افتخارى براى ايران ، براى ايرانى ، براى شيعه در دنيا نبود . نظير اين سه كه گفتم در ميان علماى ما زياد است ؛ يعنى شما يك عالم يا يك طلبه پيدا كنيد كه در رفاه و آسايش درس خوانده باشد ! يا نيست يا خيلى كم است . در گرسنگىها ، در مشكلات ، در ناامنىها علم را كسب كردند .
مرحوم صاحب حدائق - رضوانالله تعالى عليه - مىگويد كه من در بحرين بودم كه جنگ جلو آمد و پدرم را كشتند ، برادرهايم را كشتند ، اما همان وقت درس مىخواندم . مىگويد كه سرپرستى يتيمها داشتم ، هيچ نداشتم ، اما همان سرپرستى ، مانع از درس خواندن من نشد . مىگويد : آمدم شير از آنجا هم از نظر روحانى ، هم از نظر غيرروحانيت مزاحمم بودند ، مشكل فقر داشتم ، بعد هم مشكل ناامنى آمد . مجبور شدم رفتم فسا ، در آنجا همهء كتابهايم از بين رفت ، دوباره نوشتم . مسأله ناامنى داشتم ، مسأله فقر داشتم ، دو ، سه روز يك مرتبه چيزى گيرم نمىآمد بخورم ، اما بالاخره توانستم حدائق را بنويسم « 1 » . صاحب جواهر - رضوانالله تعالى عليه - با آن همه كتابهايش كه نوشته است از نظر فقر خيلى در مضيقه بود . يك خانه محقرى داشت در نجنف كه دو اتاق داشت . يك اتاقش زن و بچه ، يك اتاق كوچك هم كتابخانهاش و هم بيرونى و رفت و آمد . آن وقت كه نه كولر بود ، نه چيزهاى ديگر ، چون يك در دالان داشت ، براى رفت و آمد مردم ، كوران مىشد در عراق ، اما او در اين اتاق جواهر نوشت ، آن وقت در همين جواهر الآن هست كه اين عالم يگانه يك پسر مؤدب داشت كه از دنيا رفت . عصر پسر را غسلش دادند ، كفنش كردند ، گذاشتند در همان اتاق براى اين كه فردا تشييع جنازه كنند . صاحب جواهر نماز مغرب و عشايش را خواند . موقع نوشتن جواهرش بود - يعنى تنظيم در وقت - آن نظم در وقتش مىگفت كه موقع نوشتن
هامش
( 1 ) - شيخ يوسف بحرينى معروف به صاحب حدائق يكى از بزرگترين علماى مكتب تشيع قرن 12 هجرى است . او به سال 1117 هجرى در يكى از قراء بحرين متولد شد و در سال 1186 در كربلا در گذشت . ر . ك . : علماى بزرگ شيعه از كلينى تا خمينى ، ص 189 - 191 .