جلسه پيدا شود ، حواس شما به جايى نرود و منهم آنچه سزاوار است بگويم اينها يك چيزهايى است كه دست ما نيست ، اينها به دست خداست .
معناى توكل اين است كه ما بايد آن چيزهايى را كه مربوط به خودمان است انجام بدهيم ؛ من بيايم و بگويم ، شما گوش بدهيد ، اينها مقدماتى است كه بايد فراهم شود اما اين كه اين جلسه به من و شما تأثير كند اين ديگر دست ما نيست ، خدا بايد تأثير بدهد ؛ اين كه شما آنچه را كه مىگويم بفهميد يا من بتوانم آنچه را كه مىخواهم بهفمانم اين به دست ما نيست ، به دست خداست ، خدا بايد عنايت بفرمايد . اگر شما به
اينجا تشريف نياوريد و بگوييد « و من يتوكل علي الله فهو حسبه » « 1 » هر كه بر خدا توكل كند خدا او را بس است و ما بر خدا توكل مىكنيم و انشاء الله بحث جلسه شب پنجشنبه ما مىفهميم ، اين نمىشود . اين كه من اينجا نيايم و بگويم « و من يتوكل علي الله فهو حسبه » انشاء الله جلسه شب پنجشنبه اداره مىشود ، حال هم پيدا مىشود ، به اين حرف مىخنديد .
بايد شما و من به اينجا بياييم وقتى كه مىخواهم به منبر برويم بگويم : « خدايا ، مرا بدار به گفتن آنچه كه رضاى تو در آن است و بازدار از گفتن آنچه كه سخط و غضب تو در آن است . خدايا ، به اين جلسه تأثيرى بده ، حالى بده ، اگر مثلًا عمر هزار نفر را من
هامش
( 1 ) . سوره طلاق - آيه 3 .