عبادتگاهاى ايشان و مختصّ اسير كردن است زنهائى را كه اهل روم به نكاح خود درآورده بودند و اختصاص به كشتن پيدا نمودند آنچه را كه زائيده بودند زنان ايشان و به غارت شدن امتياز پيدا كردند اموالى را كه جمعآورى كرده بودندو بسوزاندن ممتاز شدند آن چه را كه كاشته بودند .
شاهد در اينستكه شاعر در اين شعر ابتداء بطور جمع و كلّى حكم اهل روم را بيان نمود كه آن عبارتست از شقاء و كشته شدن ايشان بدست ممدوح ( سيف الدوله ) و سپس آن را تقسيم كرده و براى هركدام حكم جداگانهاى كه عبارت است از :
سبى ما نكحوا و قتل ما ولدوا و نهب ما جمعوا الخ را بيان نموده است .
مثال صورت دوم
مثال صورت دوّم يعنى تقسيم و سپس جمع همچون قول حسّان بن ثابت انصارى :
قوم اذا حاربوا ضرّوا عدوّهم * او حاولوا النّفع فى اشياعهم نفعوا
سجيّة تلك منهم غير محدّثة * انّ الخلائق فاعلم شرّها البدع
كلمه [ حاولوا ] يعنى طلبوا ( طلب كردند ) و [ اشياعهم ] يعنى اتباع و انصار ايشان و [ سجيّه ] خصلت و خلق را گويند و [ خلائق ] جمع خليقه است به معناى طبيعت و خلق و [ بدع ] جمع بدعت است يعنى امور پديد آمده و ايجاد شده .
يعنى : ايشان قومى هستند كه هرگاه جنگ نمايند دشمنان