يا دو فعل باشند مثل :
يحيى و يميت .
يا دو حرف محسوب شوند نظير :
لها ما كسبت و عليها ما اكتسبت .
يا دو لفظ از دو نوع باشند مانند :
او من كان ميّتا فاحييناه .
شرح وجوه معنوى محسنه در كلام
شارح گويد :
مصنّف وجوه معنوى را از اينرو بر وجوه لفظى مقدّم كرد كه مقصود اصلى و غرض اوّلى معانى بوده و الفاظ توابع و قوالب براى آنها محسوب ميشوند .
و بهرتقدير وجوه معنوى صنايع مختلفى بوده كه در ذيل به آنها اشاره مىكنيم :
صنعت مطابقه ( تضاد )
از جمله آنها صنعت مطابقه بوده كه به آن طباق و تضاد نيز ميگويند و آن عبارتست از اينكه بين دو معنائى كه اجمالا تضاد و تقابل است جمع كنند يعنى تقابل و تنافى بين آنها لازم نيست در تمام صور باشد بلكه در برخى از موارد هم كه باشد كافى است اعم از آنكه تقابل و تضاد حقيقى بوده يا اعتبارى باشد و نيز فرقى نيست بين اينكه تقابل ، تقابل تضاد بوده يا تقابل ايجاب و سلب و يا تقابل عدم و ملكه يا تقابل تضايف و يا مشابه