شاهد در [ ميتا ] و [ احييناه ] است كه جمعشان در اين آيه از باب صنعت تضاد بوده و از دو نوع هستند چه آنكه [ ميّتا ] اسم و [ احييناه ] فعل است .
و وجه تقابل و تضاد ايندو با هم آنست كه در [ احياء ] معناى حيات و در [ اماته ] معناى موت و مرگ اعتبار و لحاظ شده و بدون ترديد حيات و موت با هم متقابل هستند و در اين آيه شريفه بر اوّلى با اسم دلالت شده و بر دوّمى با فعل .
شرح فارسى :
توضيح
قوله : قوالب لها : ضمير در [ لها ] به معانى راجع است .
قوله : فمنه المطابقة : كلمه [ من ] به معناى تبعيض مىباشد و ضمير مجرور به آن به معنوى راجع است .
قوله : و تسمّى الطّباق و التضاد : مؤلّف گويد :
آن را به تطبيق و تكافؤ نيز ناميدهاند .
قوله : اى معنيين متقابلين : يعنى مقصود از دو معناى متضاد و در اينجا معناى خاصّ و مصطلح آن نيست كه عبارت باشد از :
دو امر وجودى كه بينشان غايت خلاف و نهايت بعد بوده بطورى كه اجتماعشان در محلّ واحد ممكن نباشد همچون سفيدى و سياهى ، مرگ و حيات .
بلكه مراد اعم از آن است يعنى دو معنائيكه اجمالا بينشان تقابل و تنافى باشد اعم از آنكه تضاد بوده همچون دو مثال مذكور يا صرف تباعد و تخالف بشد اگرچه تضاد محسوب نشود مانند علم و جهل ، قيام و عدم
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 10
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٠