بل ليست البلاغة الّا رعاية امثال ذلك .
ترجمه
مصنّف گويد :
و از جمله وجوه معنوى صنعت تقسيم مىباشد و آن عبارت است از اينكه متعدّدى را ذكر نموده سپس آنچه را كه اختصاص به هريك دارد بطور على التّعيين به آنها نسبت دهند .
مانند قول شاعر :
و لا يقيم على ضيم يراد به * الا الاذلان عير الحىّ و الوتد
هذا على الخسف مربوط برمّته * و ذا يشج فلا يرثى له احد
صنعت تقسيم
شارح گويد :
و از جمله محسّنات و وجوه معنوى صنعت تقسيم مىباشد و آن عبارت است از اينكه متعدّدى را ذكر نموده سپس آنچه را كه اختصاص بهريك دارد بطور على التّعيين به آنها نسبت دهند .
به اين قيد يعنى [ على التّعيين ] لف و نشر خارج شد ولى مصنّف ذكر اينقيد را مهمل گذارده و آن را در تعريف نياورده است لذا برخى پنداشتهاند كه تقسيم از نظر سكّاكى اعم از لفّ و نشر مىباشد .
شارح گويد :
بايد توجّه داشت كه ذكر [ اضافه ] ما را از اين قيد مستغنى مينمايد يعنى با اين كلمه از لفّ و نشر احتراز مىشود چه آنكه در لفّ و نشر اين طور نيست كه آنچه بهريك از افراد اختصاص دارد به آنها اضافه و نسبت داده شود بلكه متعلّقات و مختّصات هريك ذكر مىشود تا سامع آنها را اضافه كرده