و اصل در آن اينستكه : نصارى فرزندان خود را در آبى زرد بنام معموديّه فروميبردند و مىگفتند كه اين فروبردن فرزندان را تطهير مىكند پس از ايمان به خدا به لفظ [ صبغة اللّه ] تعبير شده و بدين ترتيب صنعت مشاكله به كار رفته شده و قرينه آن همان اصل و شأن نزولى است كه بيان كرديم .
صنعت مشاكله
شارح گويد :
از جمله وجوه معنوى صنعت مشاكله است و همانطورى كه مصنّف گفته عبارتست از اينكه شيئى را با لفظ غيرش ذكر كنند بخاطر آنكه آن شئ در صحبت و همراهى غير واقع شده اعم از آنكه اين وقوع محقق بوده يا مقدّر باشد .
قسم اوّل يعنى وقوع محقق مانند قول ابى الزيعنق :
قالوا اقترح شيئا نجد لك طبخة * قلت اطبخوا لى جبّة و قميصا
يعنى : آن ياران من گفتند طلب كن چيزى را از خوردنىها را تا آنكه آن را براى تو نيكو بهپزيم ، گفتم كه براى من بدوزيد جبّه و پيراهنى را .
كلمه [ اقترحوا ] فعل امر بوده از مادّه : اقترحت عليه شيئا .
يعنى چيزى را از او بدون تأمّل و فكر درخواست كردم و بطور تكليف و تحكّم آن را از وى مطالبه نمودم .
و اينكه برخى از ادباء [ اقترحوا ] را از مادّه : اقترح الشى به معناى ابتدء دانستهاند با اينجا مناسب نيست .