فان تولنى منك الجميل فاهله * و الّا فانّى عاذر و شكور
انتهاء و شرح آن
شارح گويد :
سوّمين موضعى كه شايسته و سزاوار است متكلّم به تحسين كلامش بپردازد انتهاء است زيرا اين فقره از كلام پايان سخنى است كه گوش به آن توجّه و التفات كرد و در نفس مرتسم مىگردد لذا اگر نيكو و پسنديده باشد اسمع از آن استقبال كرده و از درك و توجّه به آن ملتذ مىشود و بدينوسيله اگر در كلام سابق تقصيرى رخ داده جبران آن مىشود ولى اگر نيكو نبوده و حسن چندانى نداشته باشد امر به عكس است يعنى سمع عنايتى به استماعش نداشته و هيچ لذّتى از توجّه به آن نمىبرد حتّى اگر در كلام قبل محاسنى وجود داشته باشد مشتمل نبودن اين فقره از كلام بر محاسن سبب نسيان آنها شده و رونق آنها نيز به بوته فراموشى سپرده مىشود و بهرتقدير انتهاء حسن و نيكو همچون قول ابو نواس در مدح خصيب بن عبد الحميد :
و انّى جدير اذ بلغتك بالمنى * و انت بما امّلت منك جدير
فان تولنى منك الجميل فاهله * و الّا فانّى عاذر و شكور
يعنى : همانا من سزاوار هستم به رسيدن بآرزوهاى خود