[ لام ] بر سر [ لعمرو ] لام ابتداء بوده و [ عمرو ] مبتداء مىباشد و [ رمضاء ] يعنى زمينى كه گرم باشد بطورى كه پاى را بسوزاند و آن حال است از ضمير در [ ارق ] و كلمه [ النّار ] مرفوع است تا عطف باشد بر [ عمرو ] يا مجرور بوده تا معطوف بر [ الرّمضاء ] فرض شود و كلمه [ تلتظى ] حال است از [ النّار ] .
و امّا اينكه برخى از ادباء گفتهاند :
[ تلتظى ] صله است براى موصول محذوف و تقدير : النّار التّى تلتظى است .
تعسّف و بيراهه روى بوده كه به آن هيچ نيازى نميباشد و كلمه [ ارق ] خبر براى مبتداء است و آن مشتق از [ رقّ له ] بوده به معناى رحم نمودن بر او .
و كلمه [ احفى ] مشتق است از [ حفى عليه ] يعنى ملاطفت و شفقّت نمود .
در اين بيت ابو تمام اشاره نموده است به بيت مشهور يعنى قول شاعر كه گفته :
المستجير بعمرو عند كربته * كالمستجير من الرّمضاء بالنّار
يعنى : كسى كه پناه برنده است به عمرو در وقت اندوه و حزن همچون كسى است كه از شدّت گرماى زمين بواسطه تابش خورشيد به آتش پناه برد .
كلمه [ المستجير ] يعنى پناه برنده و ضمير در [ كربته ] به موصول يعنى الف و لام [ المستجير ] راجع است يعنى كسى كه در وقت حزن و اندوه به عمرو پناه برنده است و مقصود از [ عمرو ] جسّاس بن مرّة