از آن ديگرى است نه مال خود او .
و به اين قيد تضمين از اخذ و سرقت ممتاز مىشود و مثال آن هم چون قول حريرى ، وى آنچه را كه غلام ابو زيد در وقت عرضه شدنش براى بيع سروده اينطور حكايت مىكند :
على انّى سانشد عند بيعى * اضاعونى و اىّ فتى اضاعوا
يعنى : بااينكه به زودى در هنگام فروخته شدنم اين عبارت را بخوانم ( اضاعونى . . . ) يعنى من را مهمل گذارده و تلف كردند و چه خوب جوانى را ضايع نمودند ايشان .
مصراع دوّم اين بيت متعلّق است به عبد اللّه بن عمرو العرجى و تمام اين شعر چنين است :
اضاعونى و اىّ فتى اضاعوا * ليوم كريهة و سداد ثغر
يعنى : تلف كرده و مهمل گذاردند آن جماعت مرا و چه خوب جوانى را ضايع كردند ، جوانى را كه براى روز جنگ و بستن راهى كه در آن خوف آمدن دشمن بود صلاحيّت شايستگى داشت .
[ لام ] در [ اليوم ] لام توقيت بوده و [ الكريهة ] از اسماء جنگ مىباشد و [ سداد الثغر ] بكسر سين نه غير آن عبارتست از بستن راه به واسطه اسبان و مردان و [ ثغر ] موضع و جائى را گويند كه خوف آن باشد دشمن از آنجا به داخل شهر نفوذ كند و مقصود قائل اين استكه :
اينجماعت من را در هنگام جنگ و زمان بستن ثغور ضايع كرده و حقّ من را رعايت نكردند در حالى كه نياز مبرم و احتياج شديد به من داشتند و عجب جوان كامل و آراستهاى را ضايع كردند .
در اين شعر گوينده افراد مقابل خود را به ندامت وادار كرده