يعنى : آن كشتگان برهنه شده بودند و مىدرخشيد خونهاى ايشان در حالى كه سرخ بود پس گويا از كثرت خون بر بدن آنها برهنه نبودند زيرا خونهاى درخشان بمنزله لباس براى ايشان بودند .
و قول ابو الطّيب :
يبس النجيع عليه و هو مجرّد * من غمده فكانّما هو مغمد
يعنى : خشك شده بود خون بر آن شمشير و حال آنكه برهنه و از غلافش بيرون كشيده شده بود و آن خون خشك گويا غلافى براى آن محسوب مىشد زيرا خون خشكيده بمنزله غلاف است براى شمشير .
در اين بيت شاعر معناى بيت اوّل را از كشتگان و مجروحين نقل داده و بجاى آنها شمشير قرار داده است .
و از جمله آنها اينستكه معناى كلام دوّم از اوّل اشمل و گستردهتر باشد همچون قول جرير :
اذا غضب عليك بنو تميم * وجدت النّاس كلّهم غضابا
يعنى : هرگاه قبيله بنو تميم بر تو غضب كنند خواهى يافت تمام مردم را كه بر تو غضبناك هستند زيرا اين قبيله قائم مقام همه مردم هستند .
و قول ابو نواس :
و ليس على اللّه بمستنكر * ان يجمع العالم فى واحد
يعنى : از خداوند متعال هيچ بدور نيست كه عالم را در شئ واحدى جمع كند .
شاهد در اينستكه معناى اين بيت از معناى بيت جرير اشمل است زيرا عالم هم شامل مردم و هم غير ايشان مىشود .