توفيق نيز ياد گرديده مىشود و آن عبارتست از جمع نمودن چيزى با آنچه مناسب با آن است نه آنكه مناسبتش بواسطه تضاد باشد مانند :
الشّمس و القمر بحسبان .
و مانند قول شاعر :
كالقسى المعطّفات بل الاس * هم مبريّة بل الاوتار
و از مصاديق مراعات نظير به حساب مىآيد آنچه را كه برخى بنام تشابه الاطراف ميخوانند و آن اينستكه كلام را با چيزى ختم كنند كه با ابتدائش از نظر معنا مناسبت داشته باشد مانند :
لا تدركه الابصار و هو يدرك الابصار و هو اللّطيف الخبير .
و مثال : الشّمس و القمر بحسبان و النّجم و الشجر يسجدان ملحق به مراعات نظير بوده و اصطلاحا آن را ايهام التّناسب خوانند .
صنعت مراعات نظير
شارح گويد :
و از جمله وجوه معنوى مراعات نظير استكه به [ تناسب ] و [ توفيق ] نيز ناميده مىشود چنانچه گاهى از آن به [ ائتلاف ] و [ تلفيق ] ياد ميگردد و بهرصورت صنعت مراعات نظير عبارتست از :
جمع نمودن بين امرى با آنچه مناسب با آن بوده مشروط به اينكه تناسبشان ، تناسب تضاد نباشد .
قابل ذكر است كه مناسبت بالتضاد اينست كه هريك از دو معنا مقابل ديگرى باشد .
و به اين قيد [ طباق ] از تحت مراعات نظير خارج مىشود .