تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
بشّار جامه‌اى را به خيّاطى اعور كه نامش عمرو بود داد و از او خواست كه آن را بدوزد ، خيّاط بوى گفت : اين پارچه را جامه‌اى بدوزم كه معلوم نباشد قباء است يا غير آن مىباشد . بشّار نيز در جواب او گفت : اگر چنين كنى من درباره تو شعرى بگويم كه معلوم نباشد هجو است يا غير آن مىباشد . پس از آنكه خيّاط لباس را دوخت بشّار اين دو بيت را گفت :
خاط لى عمرو قباء * ليت عينيه سواء فاسئل النّاس جميعا * مديح ام هجاء
يعنى : عمرو براى من قبائى دوخت ، كاش دو چشمش صاف و مستقيم بود . از تمام مردم مىپرسم ، آيا آنچه در حقّ وى گفتم مدح اوست يا هجو وى مىباشد . قوله : يحتمل تمنى صحة العين العوراء الخ : چون كه خيّاط يك چشمش كور و نابينا بوده از اينرو محتمل است بشّار تمنى و آرزو كرده باشد كه چشم كور او مانند آن چشم ديگر سالم و صحيح گردد كه در اين صورت دعاء در حقّ عمرو مىباشد . قوله : و العكس : يعنى و احتمال آن نيز هست كه آرزو كرده باشد آن چشم سالم نيز همانند چشم نابينا كور گردد كه در اين صورت نفرين در حقّ عمرو مىباشد . قوله : و احتمالها لوجهين مختلفين : ضمير [ هو ] به
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 165 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى